حاج محمد تقى جورابچى
19
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
همه از چنين اصلى آمده است « 1 » . شهرها ساخته شدند و كشاورزى توسعه يافت و آنان كه هوش خود را در صنعتى به كار بستند در چشم مردم عزيزتر گشتند « 2 » . حاج محمد تقى نوشتن خاطرات خود را در اواخر ربيع الاول 1327 / آوريل 1909 م آغاز كرد « 3 » . بنابراين نيمه نخست خاطرات پس از وقوع جنگ داخلى در آذربايجان « 4 » و اندك زمانى پيش از نبرد عمده در تبريز ( موسوم به شنبغازان ) در ربيع الاول 1328 / آوريل 1910 م « 5 » ، و پيش از ورود وسيع قواى روس به آذربايجان نوشته شده است . نيمه دوم خاطرات در 1330 / اواخر 1911 و اوايل 1912 م نوشته شده كه مصادف است با پايان انقلاب مشروطه و ورود گسترده قواى روس به ولايات شمالى ايران يعنى آذربايجان و گيلان . اين پاره دوم از خاطرات با شرح وقايع تبريز در جمادى الثانى 1326 / ژوئيه 1908 م و نصب بيرق سفيد بر سردر خانهها ( به نشانه پذيرش حاكميت ) آغاز مىشود ، و با نگارش حوادث 1330 ( دسامبر 1911 و ژانويه 1912 ) در رشت و انزلى در دورهاى كه تحت سلطه روسها قرار گرفتهاند و انقلاب مشروطه پايان يافته
--> ( 1 ) . يافث ، همان Japheth در كتاب مقدس است ( براى مثال نگاه كنيد به سفر پيدايش ( تكوين ) 9 : 18 - 27 ، 10 : ( 1 - 2 ) كه با داستان برهنگى نوح پيوند خورده و مشهور شده است ( يعنى همان هنگام كه نوح بنابر روايت كتاب مقدس مخمور شد و عريان گرديد ) . با اين همه همواره بين منابع انجيلى و تفسيرهاى قرآن ( كه معمولا بر منابعى غير از قرآن متكى هستند ) تعارضى در اين زمينه وجود دارد . در روايت كتاب مقدس يافث و برادرش سام ، نوح را ستر عورت مىكنند اما براى مثال بنابر نقل تفسير سورآبادى ( ويراسته على اكبر سعيدى سيرجانى ، تهران ، نشر نو 1382 ) كه تفسير فارسى مورد ارجاعى است يافث از برادرش حام ، پدر كنعان كه به عورت نوح خنديده است و از همينرو مورد لعن قرار گرفته حمايت مىكند و بر سر او با پدر نزاع مىكند . ياجوج و ماجوج و ساير كافران بنابر قول اين تفاسير از نسل يافث شمرده مىشوند . در متون كهن پارسى ارجاعات زيادى به داستان يافث وجود دارد . ( 2 ) . خاطرات ، ص 63 . اين نمونه بارزى است از اشارات گاهگاه حاج محمد تقى ( مانند زمانى كه خاطرات حج خود را مىنويسد . ) به علاقهاى كه به آموزشهاى مذهبى دارد . در واقع او اغلب دوست دارد كه دانش دينى خود را به رخ بكشد و از اين جهت اظهار فضلى هم كرده باشد . ( 3 ) . خاطرات ، ص 59 . ( 4 ) . جنگ بين نيروهاى مشروطهخواه و قواى استبداد نخست در آذربايجان رخ داد ، و سپس دامنه آن به ولايات گيلان و اصفهان كشيده شد ، و از تابستان 1325 ( 1908 ) تا تابستان 1326 ( 1909 ) به درازا كشيد و به فتح تهران به وسيله مشروطهخواهان و سرنگونى محمد على شاه انجاميد . ( 5 ) . شنبه 28 ربيع الاول 1328 ( 9 آوريل 1910 ) .