بوداق منشى قزوينى
44
جواهر الأخبار ( فارسى )
و پير بوداق و اندرونيان در شهر به تنگى مىگذرانيدند تا آنكه خلق بسيار از شهر بيرون كرد و بر لشكر خود بىاعتماد شد بعضى از نزديكان او گريخته پيش پدرش رفتند و جمعى ديگر در صدد فرار بودند و چون او را اطلاع شد آن كسان را بعضى به قتل آورد و بعضى را به آب انداخت و زنان خود را كه يكى دختر پادشاه كامگار امير خليل اللّه شيروانى طاب ثراه و يكى ديگر از زنان الوند ميرزا كه بعد از وفات او به نكاح خود آورده بود به قتل آورد و كسانى كه گريختند زن و فرزند و متعلقان ايشان را با اطفال به آب انداخت . عاقبت الامر دست بر دامن عجز زده از پدر زنهار خواست . . . » . « 1 » ايضا : جواهر الاخبار « واقعهء عجبيه : آوردهاند كه در حالت حصار هر شب آوازى مىآمد كه كسى نمىديد ، گاه به عربى و گاه به فارسى و گاه به تركى كه اى فاسق ، بغداد برج اولياست ، توبه و استغفار بكن تا نجات يا بى . هر چند مىجستند ، نمىديدند » . « 2 » همين مطلب از كتاب ديار بكريه : كتاب ديار بكريه « . . . و العجب كه چون پير بوداق از شيراز به بغداد درآمد و هنوز جهانشاه ميرزا از بغداد دور بود هر به دو سه شب بر آن طرف شط در برابر خانهء پير بوداق ميرزا شخصى مىآمد و به آواز بلند هر زمان به زبانى گاهى به تركى و گاهى به فارسى و عربى به پير بوداق دشنام مىداد و مىگفت : اى بدبخت توبه كن و الّا خواهد آمدن و ترا و اتباع ترا مجموع خواهد كشت و زن و بچه اسير خواهد كرد و پير بوداق از اين معنى بىحضور مىشد و كشتيها در آب مىكرد كه او را بيابند ميّسر نمىشد . . . » . « 3 » 3 . لبّ التواريخ ، نگارش مير يحيى بن عبد اللطيف قزوينى از دانشمندان و مؤلفان سدهء دهم هجرى است . او از سادات سيفى قزوين بود و در عهد طهماسب اول به اتهام تسنن از قزوين به اصفهان تبعيد شد ، و پس از يك سال و دو ماه در سال 962 ه . ق . و در هفتاد و هفت سالگى در تبعيد درگذشت .
--> ( 1 ) . طهرانى ، قاضى ابو بكر : كتاب ديار بكريه . تصحيح نجاتى لوغال و . . . ، تهران ، 1356 ش ، صص 371 - 372 . ( 2 ) . جواهر الاخبار ، ص 68 . ( 3 ) . كتاب ديار بكريه ، ص 373 .