مؤلف مجهول / قدرى

مقدمه 43

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )

مذهب بوده‌اند و گروه‌هاى بزرگ شيعى در هرموز سكونت داشته‌اند . اما دربارهء مذهب پادشاه هرموز به دليل نبود منبع موثق به طور قطع نمىتوان اظهار نظر كرد . قدرى با اشاره به نافرمانى اهالى نزوه و بهله كه آنان را نهروانى لقب معرفى كرده از عزيمت صفى قلى خان به فرمان امام قلى خان به سمت عمان ياد مىكند . در همان حال ذكر شده است كه حكومت جرون توسط شاه به صفى قلى خان سپرده شده و او خواجه هدايت را به وزارت خويش در آن ديار منصوب كرده است . منظومهء داستان جرون در همين جا به طور ناقص ختم شده و شاعر دنبالهء داستان لشكركشى صفى قلى خان به عمان را ذكر نكرده و يا اين كه اين بخش از نسخهء اصل منظومه برجاى نمانده و بدست ما نرسيده است . پس از آن شاعر به مدح امام قلى خان پرداخته و پايان سخن خويش در فتح هرموز را با چشم داشت پاداش از امام قلى خان و آرزوى اين كه اين داستان مورد پسند او واقع گردد و با درود و سلام بر پيامبر و وصى و آل و اصحاب ايشان ، به پايان رسانيده است . تاريخ كتابت نسخه به سال 1109 ه . ق . و قصيده‌اى در مدح امام قلى خان كه ابيات ماده تاريخ فتح جرون در سال 1031 ه . ق . در آن قيد شده ، پايان بخش اين قسمت است . در پايان كاتب با اشعارى به اين مضمون ملتمس دعاى خوانندگان شده است : غريق رحمت يزدان كسى باد * كه كاتب را به الحمدى كند ياد هر كه خواند دعا طمع دارم * زان كه من بندهء گنه كارم داستان جرون در زمان حيات امام قلى خان سروده شده است ، چه بسيارى از اين ابيات دعا به جان او و شاه عباس است ، از اين رو مىتوان گفت كه سرودن منظومه بايستى بين سالهاى 1032 ه . ق . تا 1043 ه . ق . بوده باشد . منظومه‌اى كه متأسفانه به شكل ناقص به دست ما رسيده و بسيارى از روايات آن به شكل سروده‌هاى ناتمام بر جاى مانده است . بنا به دلايلى نامشخص در صفحه‌بندى نسخهء كتابخانهء موزه بريتانيا بخش تفصيل قتل امام قلى خان در ميان متن جرون‌نامه ديده مىشود ، در حالى كه به خوبى مشخص است كه منظومه قتل امام قلى خان داراى تاريخ مشخص 1043 ه . ق . در متن است و پايانى مشخص و متمايز از جرون‌نامه دارد . هر چند ابتداى داستان به دست ما نرسيده است .