مؤلف مجهول / قدرى

مقدمه 42

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )

خط دادخواهى بخشيد . نامهء فتح هرموز احتمالا به دست « سلطان محمد » وزير نوشته شد و به سوى قندهار روانه گرديد . سوارى چابك اين نامه را در زمانى كوتاه به قندهار رسانيد و به شاه داد . شاه از ديدن فتح‌نامه شادمان شده و به داود خان دستور داد كه عزم خود را جهت فتح هندوستان جزم كند . شاعر از آن پس ابياتى چند در مدح شاه عباس سروده و پس از آن ، تاريخ حادثهء فتح جرون را بيست و يكم جمادى الثانى دانسته كه برابر با ششم ماه مه 1622 ميلادى است . روى فريرا در يادداشت‌هاى خود همين تاريخ را ذكر مىكند . 41 شاه عباس با شنيدن خبر فتح هرموز دستور برپايى جشن و سرور داد و ايرانيان سه روز و سه شب به عيش و نوش پرداختند . پس از آن با نثار خلعت بسيار ، قاصد به سمت هرموز بازگشت و پس از آن نواب عالى به خاك فارس عودت نموده ، جشنى بزرگ برپا كرد . « قدرى » از سفره‌چى خان به نام قرچغاى نام برده و تفصيل چيدن و گستردن چندين سفره جشن و خوراك‌هاى آن را ذكر كرده است . بر اساس گفته‌هاى شاعر ، امام قلى خان ، ولد خان را به سمت سلطانى هرموز منصوب كرد . انتصاب اين شخص به فرماندهى هرموز مورد تأييد ديگر منابع نيز هست . پس از آن امام قلى خان پادشاه هرموز و همراهانش را به اتفاق صفى قلى خان حاكم جرون ، به ديدار شاه عباس فرستاد . صحنه چيدن غنايم جنگى در انظار عموم و شاه و هم‌چنين اشاره به عفو شاه هرموز و گذشتن از تقصيرات او و خلعت بخشيدن به فرزند امام قلى خان پايان بخش اين قسمت است . « قدرى » پس از آن به آغاز جنگ در برّ عرب توسط صفى قلى خان اشاره كرده است . در مقدمهء اين بخش با مفاهيم مبهم ، از ملاقات پادشاه هرموز با امامقلى خان و نصيحت كردن خان به پادشاه ياد مىكند . او در يكى از ابيات خويش پادشاه هرموز را شيعى مذهب دانسته است . دربارهء مذهب پادشاه هرموز هنوز به قطعيت نمىتوان مطلبى را بيان نمود ، اما آن چنان كه از منابع بر مىآيد ، ديوان سالاران هرموز و از آن جمله شرف الدين نور الدين فالى و نور الدين ايرانشاه از وزراى ملوك هرموز ، شيعى