مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 37
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
« امام قلى خان » فرستادند و پرداخت پنج هزار سكهء طلا و سه هزار تومان را تقبل كردند كه با جواب ردّ امام قلى خان روبهرو شدند . در اين بخش « قدرى » ماده تاريخ ساختن بارگاه باشكوه فرماندهى در عباسيه را 1031 ه . ق . ذكر كرده است . تنها منبعى كه نام بندر جديد را « عباسيه » ذكر كرده ، « قدرى » است و در تمام منابع از آن به عنوان « بندر عباسى » يا « بندر عباس » ياد مىشود . پس از آن « قدرى » به تشريح جنگ دريايى ايران و پرتغال پرداخته و رفتن لشكر اسلام به سوى هرموز را روايت كرده است . ايرانيان طى يك نبرد دريايى سه كشتى بزرگ پرتغالىها را به آتش كشيده و غرق نمودند ، سپس سپاه ايران به سمت هرموز پيش رفتند . در حالى كه مردم شهر در انديشهء اينكه سپاهيان پرتغال پيروزمندانه برگشتهاند ، به استقبال آمده بودند . جنگ در ساحل ادامه يافت و در نهايت سپاهيان ايران موفق به پياده شدن در سواحل هرموز گرديدند . فرنگيان ناگزير به قلعه هرموز پناه آورده و حصارى شدند . در ديگر منابع ، پياده شدن سربازان ايرانى با همكارى كشتىهاى انگليسى در ساحل هرموز در نهم فوريهء 1622 ميلادى برابر با 27 ربيع الاول سال 1031 ه . ق . ذكر شده است . 36 پس از ورود سپاهيان ايران به جزيره ، جنگ در بيرون قلعهء اصلى و در شهر ادامه يافت . در اينجا « قدرى » از رشادتهاى « يوسف » و « شهيد اوغلى » ياد كرده است كه در متون دورهء صفويه از آنها نشانى به دست نيامد . با پياده شدن نيروها در جزيره و مشاهده استحكامات قلعه ، فرماندهء ايرانى قاصدى به نام اسحاق غازى را جهت اداى گزارش فتح و طلب يارى به نزد امام قلى خان فرستاد . اسحاق همچنين مأموريت داشت گزارشى از امير هرموز نيز به خان بدهد . بر اساس اين روايت محمد شاه پادشاه هرموز كه يار و ياور غازيان بوده ، توسط پرتغالىها به اجبار در قلعه زندانى شده است . « قدرى » پادشاه جرون را از اولاد ادريس پيامبر دانسته و بنيان اين شهر را به هرمس در زمان انوشيروان نسبت داده است . « قدرى » نام پادشاه هرموز را محمد شاه ذكر كرده در حالى كه به روايت تمامى منابع ، آخرين پادشاه هرموز ، محمود فرزند فيروز شاه است . 37 چنان كه متذكر شدهايم او پيش از اين نيز فيروز شاه را به نام پادشاه هرموز ياد كرده بود . اين كه نسبت پادشاهان