مؤلف مجهول / قدرى

مقدمه 32

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )

كشم به « قدرى » شاعر جرون‌نامه را مورد ترديد قرار داد . در اين بخش دلايل خود را با توجه به بررسى محتوايى و موضوعى بيان خواهيم نمود . 1 . مهم‌ترين تفاوت عمده بين دو نسخه ، عبارت از اطلاق دو واژهء " Keshm " در جنگنامهء و قشم " Qeshm " در داستان جرون به يك منطقهء جغرافيايى است . توضيح اينكه نام متداول و رايج اين جزيره پهناور در ميان اهالى بومى از قديم تا كنون Keshm بوده و هست . احسن التقاسيم اثر مقدسى از قديم‌ترين و اولين نوشته‌هاى جغرافيايى است كه نام اين جزيره را كشم ضبط كرده است . 33 در زبان محلى كنونى نيز آنجا را كشم مىنامند . اساسا در لهجه‌هاى ساحلى كه شاخه‌اى از لهجه‌هاى لارستانى محسوب مىشوند واكهء « ق » وجود ندارد و مردم اين ديار هنوز هم در تلفظ اين واكه دچار مشكل مىشوند . در يك منبع هم عصر جرون نامه يعنى افضل التواريخ اثر خوزانى نام اين جزيره « كشم » ذكر شده است . 34 اگر سرايندهء هر دو منظومه « قدرى » است ، چرا در اين دو منظومه نام يك منطقهء جغرافيايى را به دو شكل ضبط كرده است ؟ از همين رو احتمال مىرود كه صاحبان اين دو اثر ، متفاوت باشند و احتمالا سرايندهء جنگنامهء كشم از اهالى بومى منطقهء جنوب و آشنا به مسائل جغرافيايى آنجا بوده و به همين جهت نام اين جزيره را به درستى « كشم » ضبط كرده است . 2 . سرايندهء جنگنامهء كشم روايت فتح قشم را بدون اضافه‌گويى و حاشيه‌پردازى ادبى بيان كرده و حوادث ذكر شده منطبق بر اطلاعات ديگر مورخان هم عصر او به ويژه گزارش‌هاى پرتغالى است . در حالى كه « قدرى » در داستان جرون روايت فتح قشم را به طور نامنظم و با حاشيه رفتن بيان كرده و دليل آن بايد عدم آشنايى او با وضعيت جغرافيايى منطقه باشد . از آن جمله مىتوان اين مورد را ذكر نمود كه سرايندهء جرون‌نامه پس از بيان اعطاى فرماندهى به شاه قلى بيگ توسط امام قلى خان و فراهم كردن سپاه ، مقر سپاهيان شاه قلى بيگ جهت حمله به قشم را در ميناب ذكر كرده است . چنين بر مىآيد كه « قدرى » وضعيت جغرافيايى منطقه را به درستى نمىشناخته و ممكن است مقر سپاه امام