مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 33
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
قلى خان در جهت تسخير جزيره هرموز را با مقر سپاهيان ايران جهت تصرف قشم ، اشتباه گرفته باشد . 3 . روايتى كه جنگنامهء كشم از فتح جزيره قشم توسط سپاهيان ايران به دست داده ، دقيقا منطبق با اطلاعاتى است كه از طريق مورخان پرتغالى و سفرنامههاى آن دوره در دست داريم . دقيقترين جزئيات اين نبرد دريايى در سفرنامهء فيگوئروا و گزارشهاى روى فرر و سفرنامهء پيترو دولاواله و آسياى پرتغال اثر فاريا سوسا آمده است كه انطباق كامل با محتواى جنگنامهء كشم دارد . بر اساس منابع ذكر شده مقامات پرتغالى مستقر در بندر گوا در سال 1029 ه . ق . / 1620 م . روى فرير فرمانده نظامى خود را جهت ساختن يك قلعه دفاعى به طرف قشم گسيل داشتند . چون او مشغول ساختن قلعه شد حاكم لار و قاضى آن شهر جهت ممانعت از اين عمل همراه با سپاهيان محلى به سمت قشم حركت كردند و طى نبردى كه بين آنها و پرتغالىها روى داد ، نيروهاى لارستانى شكست خوردند . اين خبر چون به امام قلى خان رسيد ، شاه قلى بيگ را مأمور گرفتن قلعه قشم كرد و او نيز به سرعت به سمت جنوب روانه شد و توانست آن را تسخير كند . عدهاى از سپاهيان ايران هم به سمت عمان رفتند و اعراب آن نواحى را به خاطر كمك به پرتغالىها سركوب كردند . در همان حال امام قلى خان با نيروهايش به سمت ميناب حركت كرده و در آن جا مستقر شد و نقشه حمله به جزيره هرموز و فتح آن را دنبال كرد . در جنگنامهء كشم با دقت ، جزئيات اين رويدادها ذكر شده و اسامى بسيارى از فرماندهان ايرانى و عرب آمده است كه در ديگر منابع به چشم نمىخورد . همين امر نشان مىدهد كه سرايندهء جنگنامهء كشم به خوبى با وضعيت جغرافيايى و سير حوادث اين دوره آشنا و به احتمال بسيار قوى از اهالى بومى منطقه بوده و روايت فتح قشم را از زمان ساختن قلعه توسط پرتغالىها آغاز نموده و افزوده است كه امير هرموز اين خبر را به سلطان بندر رساند و سلطان بندر بلافاصله به امام قلى خان اطلاع داد . « قدرى » شاه هرموز را يك بار فيروز شاه مىنامد ، در حالى كه مىدانيم شاه هرموز در سال 1029