مؤلف مجهول / قدرى

مقدمه 22

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )

روشن نوشتهء مولوى محمد ظفر 10 و طبقات اكبرى نوشتهء خواجه نظام الدين احمد 11 ، مطالبى نقل شده است كه مىتوان تصويرى گويا هر چند اندك از وى بدست آورد . به تأييد اكثر كتابهايى كه ذكر شد مولانا تقى الدين محمد قدرى شيرازى در سال 987 ه . در سفرى دريايى از هند به ايران جان باخته است . لذا نمىتوان او را با شاعر منظومهء جرون‌نامه كه تا سال 1043 ه . زنده بوده است يكى دانست . خالى از فايده نخواهد بود كه در اينجا در شرح احوال و چگونگى اشعار مولانا تقى الدين قدرى شيرازى بيشتر سخن گفته شود . در خلاصة الاشعار نوشتهء تقى الدين كاشانى كه در سال 1000 ه . تأليف شده درباره قدرى شيرازى آمده است : مولانا قدرى شيرازى الاصل اما اشعارش كمياب است . از اكثر سالكان مسالك سخنورى آن ديار به جودت طبع و حدت ذهن امتياز دارد و همواره به قلم تيز زبان ، اشعار خوب و ابيات مرغوب بر لوح بيان مىنگارد . اما اشعارش كمياب و چندان شهرتى ندارد . يكى از خوش‌طبعان كه با وى صحبت داشته مىگويد بسيار خودپسند و خودرأى است و در اشعار ديگران دخل مىكند و كمتر شعر مىپسندد . و لكن دخل هيچ كس را در شعر خود قبول نمىكند و اكثر اشعار خود را بىقصور مىداند . گويا اندك طالب علمى نيز دارد . بدين واسطه با شاعران و ديگر مستعدان در صورت تفوق زيست مىنمايد . اما چون در اوايل جوانى است اميد هست كه تغيير در اخلاقش واقع شود و به طريق تواضع و ادب كه سيرت ارباب كمال است رجوع فرمايد . 12 دربارهء همين خصوصيات اخلاقى « قدرى » صاحب تذكرهء مرآت الفصاحة مىنويسد : بعضى نوشته‌اند مدتى در مقام معارفه و مقاتله با سيد محمد عرفى بوده و مدتها قبل از عرفى وفات نموده مىگفت اين بيت از من است : اثر ملاحت او من زخم خورده دانم * كه نمك فشان همه شب به دلم گذار دارد اما به جز اين چنان معلوم مىشود كه از نواب سيادت و نقابت مآب غلامى امير محمد مؤمن استرآبادى است و بعضى ديگر نوشته‌اند كه قدرى شيرازى از تاجران شيراز بوده و در عهد اكبرشاه به هندوستان آمده و در هنگام عود به وطن غرق گرديده است . 13