مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 21
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
يكى از ويژگيهاى هنر داستانسرايى « قدرى » را بايد صحنههاى چندگانه روايت او دانست . او همزمان صحنههاى نبرد در هرموز ، مجلس امام قلى خان و دربار شاه عباس را در يك تصوير كلى قرار مىدهد . گاهى جمع پرتغالىها و نيز مأموران امامقلى خان هم در صحنههاى جداگانه در داستان آورده مىشوند . اما در همه حال صحنهء اصلى داستان شخص امامقلى خان و مجلس اوست . ارائهء همزمان چند صحنه در يك روايت هر چند مشكل است و هماهنگى ميان آنها و مرتبط ساختن آنها كار آسانى نيست اما « قدرى » در اين كار توفيق يافته است . متأسفانه كاتبان پس از او نتوانستهاند پيچيدگى كار او را درك كنند ، در نتيجه در تنظيم نسخه دچار سرگردانى و سردرگمى شدهاند . « قدرى » در مواضع متعددى از جروننامه خود را معرفى مىكند و نام او را هم از همين طريق مىدانيم ، چو قدرى بجويايى فكر بكر * فرو برده سر در گريبان فكر ( b 11 ) نيز « قدرى » در مواردى كلماتى را از لهجههاى مردم جنوب ايران به كار مىبرد كه محتمل مىسازد از مردم جنوب باشد . در همان حال او در توصيف عراق يعنى نيمهء غربى ايران طرفدارانه سخن مىگويد . هر چند خاندان الله وردى خان به عنوان فرمانروايان فارس در نواحى زاگرس و سرانجام بغداد بسط قلمرو داشتهاند و توصيف « قدرى » از عراق را مىتوان در راستاى مدح مخدوم خويش دانست اما ممكن است اين امر گوياى تعلق وى به عراق يعنى نواحى غربى ايران نيز باشد . سخنى دربارهء قدرى شيرازى از آنجا كه زندگى و احوال شاعرى به نام قدرى شيرازى موجب شده است تا بونلى و ديگران قدرى سرايندهء داستان جرون را با وى اشتباه بگيرند لازم است در اينجا به اختصار دربارهء زندگى قدرى شيرازى سخن به ميان آيد . خوشبختانه از مولانا تقى الدين قدرى شيرازى در آثارى همچون هفت اقليم نوشتهء امين احمد رازى 5 ، خلاصة الاشعار نوشتهء تقى الدين كاشى 6 ، عرفات العاشقين نوشتهء تقى الدين محمد اوحدى 7 ، نسخهء زيباى جهانگير نوشتهء مطربى سمرقندى 8 ، تذكرهء مرآت الفصاحة نوشتهء شيخ مفيد معروف به داور 9 ، روز