مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 20
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
امامقلى خان را تعقيب مىكند نه داستان جرون را . داستان جرون بخشى از روايت اوست كه با امامقلى خان پيوند دارد . از چگونگى روايت « قدرى » از فتح قشم و هرموز چنين برمىآيد كه او خود در شمار جنگجويان نبوده و شايد در عرصهء كارزار هم حضور نداشته است ، زيرا او در ذكر مواضع جنگ و دقايق رزم چندان با دقت سخن نگفته است و از اين نظر سرايندهء ناشناس جنگنامهء كشم بر او برترى دارد . قدرى مطالب خود را از كسانى كه در ميدان جنگ حضور داشتهاند نقل مىكند و معمولا از « پير صاحب سخن » ياد مىنمايد . اما مطالب او در وصف تركيب نيروها و مجالس مشورتى امامقلى خان ، دقيق و با ذكر جزئيات است ، لذا مىتوان گفت كه مصاحب و معاشر او بوده و اين را مىتوان از ساقىنامههاى متعددى كه در سراسر متن جروننامه آمده است نيز دانست . اينكه او اهل بزم بوده نه رزم را مىتوان از اين شعر وى نيز دانست . اگر خود نيم صاحب اعتبار * و ليكن سخنهايم آيد به كار « قدرى » به عنوان شاعرى اهل بزم توانايى خاصى در توصيف ادبى از خود نشان مىدهد . علاوه بر ساقىنامهها او در آراستن صحنههاى داستان از طلوع و غروب خورشيد و توالى روز و شب و چهرهنمايى ماه و ستارگان به شيوهء شعرى و سخنپردازان بزرگ توصيفهاى جالب همراه با هنرنمايىهاى بسيار مىآورد ، بعضى از صنعتهاى ادبى را مىتوان در اثر او ديد . با اين حال روايتى كه او در صدد بيان آن است در كلام وى در پرتو آرايههاى لفظى و سخنپردازى قرار نمىگيرد . اين امر و در كنار آن اشتباهات ، لغزشهاى شعرى و املايى و افتادگىها و تصرفاتى كه بوسيله نسّاخ پديد آمده موجب شده است تا بعضى اثر « قدرى » را فاقد ارزش و اعتبار ، بخصوص از نظر ادبى بدانند ! بدون شك سخن « قدرى » به پايهء شاعران مرتبهء اول و حتى دوم زبان فارسى نمىرسد . 4 . در مقايسهاى كه در دنبال ميان او و قدرى شيرازى صورت خواهد گرفت نيز اين امر مشاهده مىشود . با اين حال نمىتوان ارزشهاى شاعرى و بخصوص گزارشگرى وى در تاريخ را ناديده گرفت .