پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

55

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

نمايندگى آندولت و از طرف ايران نيز « سوخرا » كه سمت سپهسالارى و عاليترين مقامات كشورى را داشت با چند نفر از موبدان معين شدند . نمايندگان مزبور در محلى كه ميان خط سرحدى ايران و روم واقع است با يكديگر ملاقات كردند و به گفتگو پرداختند كه چگونه اختلافات را از ميان بردارند و قرار صلح و دوستى دائمى را ميان دو كشور بدهند . خسرو نيز تا حوالى شط دجله كه به قدر ده روز راه تا شهر « نصيبين » فاصله دارد آمده بود تا پس از تعيين شرايط صلح و بستن پيمان شخصا به « بيزانتيوم » برود . گفتگوهاى زيادى دربارهء مسائل گوناگون ميان آنها طرح گرديد و مخصوصا « سوخرا » موضوع ايالت « گلخيد » « 1 » را كه امروزه به نام « لازيكا » « 2 » موسوم است پيش كشيد و گفت اين ايالت از ديرباز در تصرف ايران بوده است و روميها به زور آن را غصب كرده‌اند و بىهيچ دليل موجه آن را نگاهداشته‌اند . روميها چون ديدند كه ايرانيها حتى ، در سر مالكيت « لازيكا » نيز گفتگو دارند برآشفتند و وقتى سخن از وصايت خسرو به ميان آمد اظهار داشتند كه مطابق آئين وحشىها حاضر به قبول وصايت وى هستند به شنيدن اين پيشنهاد آتش خشم ايرانيها شعله‌ور گرديد و تاب تحمل از آنان رفت و هر دو طرف از هم جدا شدند و به طرف كشورهاى خود حركت نمودند . خسرو نيز بىآنكه كارى از پيش برده باشد ، نزد پدر برگشت در حالى كه از اهانت روميان سخت خشمگين بود و سوگند ياد كرد كه انتقام خود را از آنها بكشد . پس از اين واقعه موبدان « سوخرا » را نزد قباد متهم ساختند كه وى عمدا و بىاجازهء شاهنشاه موضوع « لازيكا » را پيش كشيده و باعث عدم انعقاد صلح گرديده است و ضمنا ويرا متهم نمودند كه با « هىپاتيوس » فرستادهء رومى پنهانى مذاكراتى داشته و اين مرد چون باطنا با شاهنشاه موافق نيست

--> ( 1 ) - Golchid ( 2 ) - Lazica