پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )
56
جنگهاى ايران و روم ( فارسى )
با عقد پيمان صلح و قبول وصايت خسرو از طرف امپراطور مخالفت مىكند . علاوه بر اينها دشمنان « سوخرا » اتهامات ديگرى نيز به وى بستند و بالنتيجه او را به محاكمه كشيدند داوران ايرانى كه براى محاكمهء وى گردآمده بودند بيشتر با او دشمن بودند و در محاكمهء وى دشمنى را بر اجراى عدالت و احترام به قانون مقدم داشتند زيرا چون مقام و منصب « سوخرا » نيز در ايران تازگى داشت ، موبدان با آن مخالف بودند به علاوه خلق وى نيز بيشتر محرك دشمنى آنان مىشد ، چه « سوخرا » با وجود درستى و تقوى و احترامى كه به قانون و عدالت داشت مردى مغرور و خودپسند بود ، چنان كه هيچكس در كشور ايران از اين حيث به پاى او نمىرسيد . راست است كه اين صفت ظاهرا ميان پيران و افسران ايرانى عموميت دارد و خودپسندى جزو سرشت آنان است ليكن نقص اخلاقى مزبور بخصوص در « سوخرا » به درجهء كمال رسيده بود . به اين جهت دشمنان وى گذشته از تهمتهاى ديگرى كه به او بستند مىگفتند كه وى مايل به حفظ شعائر و آداب و رسوم ايرانيها نيست و نمىخواهد بر طبق رسوم و مقررات كشورى زندگى كند ، زيرا اولا خدايان متعدد را پرستش مىكند و ثانيا وقتى همسرش وفات يافت او را بر خلاف آئين ايرانيان كه به خاك سپردن مردگان را منع كرده است به خاك سپرد . بر اثر اين اتهامات داوران او را محكوم به مرگ كردند و قباد با آنكه به ظاهر براى دوست قديم خود متأثر بود هيچ اقدامى در رهائى وى نكرد و هرچند علائم خشم و غضبى نسبت به وى نشان نمىداد ، اما به بهانهء آنكه نمىخواهد قوانين ايرانيها را نقض كند كمكى هم با او نكرد ؛ در صورتى كه قباد جان و سلطنت خود را مديون وى بود . بدين ترتيب « سوخرا » به هلاكت رسيد و منصب او هم با خود او از ميان رفت . زيرا او اولين كسى بود كه به منصب سپهسالارى كل رسيد و بعد از وى نيز ديگر كسى صاحب اين مقام نشد . « روفينوس » نيز « هىپاتيوس » را نزد امپراطور متهم ساخت و در نتيجه