پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

54

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

موافق هستند كه ميراث پدر از آن پسر است . اگر شما به اين قاعدهء مسلم معتقد هستيد پس بايد بالطبع به عواقب و نتايج ديگر آن نيز ايمان داشته باشيد . » امپراطور و برادرزاده‌اش به دقت گفته‌هاى « پروكلوس » را شنيدند و هر دو در انديشه شدند كه در اين كار چه راهى را اختيار نمايند . در همين هنگام قباد نامهء ديگرى به « ژوستينوس » نوشت و از او خواهش كرد كه زودتر چند نفر از بزرگان خود را براى عقد پيمان صلح به ايران بفرستد و ضمنا معين نمايد كه طريقهء قبول وصايت پسر او چه خواهد بود و شرايط او در اين باره چيست . « پروكلوس » چون از مضمون اين نامه آگاه گرديد ، بيش از پيش در مقام مخالفت برآمد و ايرانىها را به سوء نيت و به خيال غصب اقتدارات دولت روم متهم نمود و به امپراطور توصيه كرد كه پيشنهاد صلح را هرچه زودتر بپذيرد و جمعى از نجبا و بزرگان كشور را براى اين مقصود گسيل دارد اما به آنها سفارش نمود كه اگر قباد راجع به طرز قبول وصايت پسرش با آنها سخنى به ميان آورد ، صريحا در پاسخ وى بگويند كه امپراطور حاضر است خسرو را به طريقى كه ميان اقوام وحشى متداول است به پسرى قبول نمايد و مقصود او از اين طريقه آن بود كه اقوام مذكور هر وقت بخواهند پسرى را به فرزندى اختيار كنند معمولا به زور سلاح و شمشير او را مىگيرند نه با اسناد و مدارك . بنابر رأى « پروكلوس » امپراطور فرستادگان شاه ايران را مرخص كرد و به آنها وعده داد كه به زودى گروهى از بزرگان روم را به ايران گسيل خواهد داشت تا دربارهء عقد پيمان صلح و شرايط قبول وصايت خسرو گفتگو نمايد و نامه‌اى نيز به همين مضمون در جواب نامهء قباد نوشت . كمى بعد « هىپاتيوس » « 1 » برادرزادهء امپراطور سابق كه سمت سردارى مشرق را داشت و « روفينوس » « 2 » پسر « سيلوانوس » « 3 » كه در در ميان اشراف روم شهرتى كامل داشت و قباد هم او را به نام پدرش مىشناخت ، از طرف دولت روم به

--> ( 1 ) - Hypatius ( 2 ) - Rufinus ( 3 ) - Sylvanus