پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

40

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

ستيزه افتاديد ؟ پيرمرد جواب داد براى آنكه ارادهء خداوند بر آن قرار گرفته بود كه تو شهر « آمد » را به نيروى شمشير بستانى . قباد از اين جواب بموقع خشنود گرديد و فرمان داد سپاهيان دست از قتل عام بكشند و به تاراج اموال و اسير ساختن بقيهء مردم بپردازند . ضمنا فرمان داد كه بزرگان و معاريف شهر را به عنوان بندگى براى خود او بياورند . پس از آن قباد از « آمد » بيرون رفت و هزار نفر سپاهى را به سركردگى شخصى موسوم به « گلون » « 1 » در آنجا به نگهبانى گماشت و جمعى از اسراى شهر را نيز براى خدمتگزارى و تهيهء ما يحتاج آنها تعيين نمود و خود با بقيهء سپاهيان و خيل اسرا به جانب ايران عزيمت نمود . طرز رفتار قباد با اين اسرا از روى كمال فتوت و بزرگوارى و متناسب با عدل و داد شاهانه بود . چه پس از اندك مدتى همهء آنها را آزاد كرد و به وطنشان عودت داد ولى در انظار چنين وانمود كرد كه خودشان از نزد وى گريخته‌اند . « آناستاسيوس » امپراطور روم نيز حق دليرى و شهامت آنها را به خوبى ادا كرد ، زيرا تا مدت هفت سال ماليات شهر را به آنها بخشيد و بعلاوه بهريك از آنان هدايا و تحفى به رسم پيشكش فرستاد و به اين جهت همهء آنها شادمان و دلگرم گرديدند و مصائب گذشتهء خود را فراموش كردند . اين واقعه در سال‌هاى بعد اتفاق افتاد . 8 [ جنگ قباد با آناستاسيوس و پيروزى او ] « آناستاسيوس » امپراطور روم چون شنيد كه شهر « آمد » از طرف سپاهيان ايران محاصره و گشوده شده است ، به فوريت لشكرى تجهيز كرد و به مقابلهء ايشان فرستاد . لشكر مزبور به چند فوج تقسيم شد و هر فوج به فرماندهى افسرى بود ليكن رياست عاليه و فرماندهى كل سپاه ميان چهار تن از سرداران تقسيم

--> ( 1 ) - Glone