پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )
36
جنگهاى ايران و روم ( فارسى )
محاصرهء شهر پرداخت . اهالى شهر چون هيچگونه اطلاعى از اين حملهء ناگهانى نداشتند سربازان خود را مرخص كرده بودند و در نهايت امن و راحت مىزيستند و در اين موقع هيچ وسيلهاى براى دفاع نداشتند . ليكن باوجوداين مردانه در برابر دشمن ايستادگى كردند و حاضر به تسليم و قبول بندگى نگرديدند . در ميان شامىها شخصى عادل و نيكوكار بود موسوم به « ژاكوبوس » كه پيوسته به رياضت مىپرداخت و به انجام اعمال مذهبى مشغول بود و براى آنكه بتواند به آزادى و فراغت كامل به عبادت بپردازد ، به مكانى موسوم به « انديلون » كه يكروز تا شهر « آمد » فاصله داشت رفته و در آنجا گوشهء عزلتى براى خويش اختيار كرده بود . اهالى آن محل براى رفاه حال وى اطراف خانهء او را با طارمى محصور نموده و ميان آن راهروهائى ساخته بودند كه هر كس بخواهد او را ببيند و با او گفتگو كند از آن راهروها گذر نمايد . گذشته از اين سايبانى هم بالاى سر او ساخته بودند كه او را از گزند برف و باران محافظت مىنمود . عابد مدتى طولانى در اين محل اقامت داشت و شدت سرما و گرما را بر خود هموار مىكرد و جز كمى حبوبات آن هم در هر چند روز يك بار غذاى ديگرى نمىخورد . قضا را دستهاى از هياطله كه در آن سرزمين به تركتازى مشغول بودند عابد را ديدند و خواستند او را هدف تيرهاى خويش قرار دهند ، و ليكن چون كمان كشيدند خواستند پيكانها را رها سازند ، دستهاى همه برجا خشك شد و ديگر نتوانستند تكانى به خود دهند . چون اين داستان در ميان سپاه شهرت يافت و به گوش شاهنشاه رسيد ، قباد خواست اين واقعه را به چشم خويش ببيند و چون به محل واقعه آمد و حقيقت امر را مشاهده نمود هم او و هم ايرانىهائى كه همراه وى بودند بىنهايت متحير گرديدند و قباد از « ژاكوبوس » درخواست نمود كه گناه وحشىها را ببخشد و آنها را آزاد سازد . عابد مسئول وى را اجابت نمود و بيك كلمه همهء آنها را به حالت اوليهء خود برگردانيد . قباد در برابر اين كار به او اجازه داد كه هر تقاضائى دارد از وى