پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )
29
جنگهاى ايران و روم ( فارسى )
و پادشاه ارامنه شخصى موسوم به « اشك » از خاندان اشكانى بود . در طى جنگهاى مزبور هر دو طرف صدمات و خسارات بسيار كشيدند و مخصوصا ارمنىها به كلى خسته و فرسوده گرديدند ، ليكن چون هيچيك از اين دو ملت اطمينانى به يكديگر نداشتند ، هيچكدام حاضر نبودند اول پيشنهاد صلح نمايند . قضا را مقارن همين اوقات ميان ايرانيها و طوايف وحشى كه در مجاورت خاك ارمنستان اقامت داشتند ، جنگى درگرفت و ارمنىها براى اينكه ايرانيها را از قصد صلحجويانه و نيت صادقانهء خويش مطمئن سازند ، به آنها پيشنهاد كردند كه خود به خاك وحشىها حمله برند و دفع مزاحمت آنان را از ايران بكنند . به همين جهت ناگهان با لشكرى انبوه بر سر وحشىها شبيخون بردند و همهء آنها را از پير و جوان به هلاكت رسانيدند و ايرانيها را يكباره از شر ايشان آسوده ساختند . « پاكوريوس » كه از آن پيشآمد بىاندازه خوشوقت شده بود چند تن از درباريان مورد اعتماد خويش را به نزد « اشك » روانه ساخت و پس از دادن تأمينات لازم از وى دعوت نمود كه به دربار ايران برود . « اشك » اين دعوت را با كمال شوق پذيرفت و چون به خدمت پادشاه ايران رسيد ، شاهنشاه او را اعزاز و اكرامى به سزا نمود و با وى همچون مردى همپايه و برادر رفتار كرد و پس از آن هر دو سوگند ياد نمودند كه از آن ببعد ايرانيها و ارامنه از روى صدق و صفا با هم دوست و متحد باشند و هرگز هيچيك به خيال تعرض به ديگرى نيفتند . سپس شاهنشاه ايران « اشك » را مرخص نمود و وى به كشور خويش بازگشت . ديرى نگذشت كه برخى اشخاص « اشك » را به نقض عهد و خيال سوء نسبت به ايران نزد شاهنشاه متهم ساختند و « پاكوريوس » را وادار نمودند كه او را به عنوان مشورت در كار مهمى به دربار ايران احضار نمايد . اشك بىهيچ تأخير و تأمل دعوت شاهنشاه را اجابت كرد و با جمعى از سرداران رشيد خويش كه « پاسيكيوس » مشاور مخصوص و سردار شجاع و خردمندى نيز در