پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

30

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

جزو آنها بود به ايران آمد . « پاكوريوس » چون او را ديد شروع به نكوهش وى و « پاسيكيوس » نمود كه چرا نقض عهد و سوگند كرده‌اند و به اين زودى در فكر تمرد و سركشى افتاده‌اند . ليكن آنها خود را از اين تهمت برى مىدانستند و با كمال جرأت سوگند ياد مىكردند كه هرگز تمرد و عصيان از خاطر آنها خطور نكرده است « پاكوريوس » نخست آن هر دو را زندانى ساخت و تحت نظر گرفت ، اما به زودى دربارهء ايشان از موبدان استفسار نمود و رأى آنها را خواست كه مطابق آن با زندانيان رفتار نمايد . موبدان مقتضى نميدانستند كسانى را كه منكر جرم خود گرديده‌اند و هيچ دليل و علامت ديگرى هم بر ثبوت گناه آنان در دست نيست محكوم نمايد . اما ضمنا تدبيرى انديشيدند كه اگر « اشك » واقعا مقصر مىبود ، بدانوسيله ناگزير شخصا به گناه خويش اعتراف مىنمود . تدبير اين بود كه دستور دادند زمين بارگاه سلطنتى را نيمى از خاك ايران و نيمى از خاك ارمنستان مفروش سازند و بعد به وسيلهء جادوى مخصوصى تمام بارگاه را مسحور نمودند و به پادشاه سفارش كردند كه به اتفاق « اشك » در آنجا قدم بزند ، در حين حركت ، او را به سبب نقض پيمان و حركت ناهنجارش ملامت و توبيخ نمايد . خود موبدان نيز قرار شد در آنجا شاهد دو پادشاه باشند . « پاكوريوس » بنا به دستور موبدان « اشك » را به بارگاه احضار كرد و در حضور ايشان با وى قدم زد و از او پرسيد چرا پيمان خود را شكستى و دوباره خواستى ايران و ارمنستان را گرفتار كشمكش و خونريزى سازى . ما دامى كه مذاكرات آنها در آن قسمت از بارگاه به عمل مىآمد كه با خاك ايران پوشيده بود ، اشك جدا تهمتى را كه به وى بسته بودند تكذيب مىكرد و سوگندهاى مؤكد ياد مىنمود كه هميشه نسبت به شاهنشاه مطيع و وفادار بوده و هرگز انديشهء ناروائى نداشته است ، ليكن همين كه در ضمن صحبت به قسمت ديگر بارگاه كه از خاك ارمنستان پوشيده بود مىرسيدند ، اشك به پيروى از نيروى مجهولى فورا لحن كلام خود را تغيير مىداد و شروع