محمد مفيد مستوفى بافقى

552

جامع مفيدى ( فارسى )

قضاى كل ولايات را به او تفويض فرمود ، بيت : باليد ازين نشاط تن تخت بر زمين * بگذشت ازين نويد سر تاج از آسمان و به وسيلهء وزير عطارد نظر هر روز جاه و رفعت و عظمت و ابهت آن جناب زياده مىشد و ساعت به ساعت قرب و منزلتش در حضرت شاهنشاهى مىافزود و به حدّى رسيد كه شاهزادگان كامكار و امراء رفيع مقدار و وزراء كفايت شعار و اشراف و اعيان اقطار و امصار حلقهء اطاعتش بر گوش كشيده غاشيهء فرمان برداريش بر دوش گرفتند و نيز دستور اعظم صبيهء « 1 » محترمهء خود كه بلقيس سرادق عصمت و طهارت و سرو بوستان وزارت و حشمت بود به عقد ازدواج آن جناب در آورد و از اين جهت پايهء قدر و منزلت آن سيد عاليشان از ايوان كيوان در گذشت . نجات يافتن سلالهء آل طه و يس سيد ركن الدين از محبس چاه و بر مسند قضا و جاه تمكن يافتن مورخين [ 28 ب ] صادق الاخبار در صحايف آثار چنين نگاشتهء بيان نموده‌اند كه چون سيد عالى تبار يك چندى در چاه « قلعهء خورميز » با سلاسل و اغلال بسر برد و زمانه بسى روز نامچهء سياه و سفيد ليل و نهار طى نمود و زبان او به تكرار اين مضمون گويا بود ، بيت : اى دل صبور باش بر آفات روزگار * نيكو شود به صبر سرانجام كار تو ناگاه نسيم عنايت الهى در وزيدن آمده سلطان ابو سعيد خان فرمانفرماى ايران چنانچه در صدر اين صحيفه مرقوم گرديد از احوال سيد ركن الدين و ظلم و تعدّى حاكم يزد نسبت به آن جناب اطلاع يافت . ايلچى از پايهء سرير خلافت - مصير به جانب خطهء يزد ارسال داشته حكم قضا جريان به استخلاص سيد عاليشان عزّ صدور يافت . چون ايلچى بدان ولايت رسيد اتابك يوسف شاه والى قوت خلاف و سركشى در حيطهء اقتدار خود نديده لاعلاج انگشت قبول بر ديدهء بىدانشى نهاده

--> ( 1 ) - نسخهء وزيرى : همشيرهء