محمد مفيد مستوفى بافقى
528
جامع مفيدى ( فارسى )
سلسبيل بر شرقى مزار مصنعه حفر نموده به آجر برآورد و از آب تفت مملو گشته سكنهء آن محله تمتع مىيابند و ثواب آن در نشاء ثانيه به روحبانى متواصل ميگردد . و در « تاريخ جديد يزد » مرقوم است كه در سيوم فروردين ماه جلالى موافق سنهء ستين و ثمانمائه هجرى بنابر مصلحت كاملهء الهى كه قوهء درّا كه بشرى از درك آن عاجز و قاصر است سحاب غمام قهر قهّارى در فضاى كاينات الجو متراكم گشته قطرات امطار از ديدهء سحاب مانند اشك عاصيان بر صفحهء رخسار ارض فرو ريخت و در اندك زمان آبهايى كه در مغاك جبال و منافذ احجار جمع شده بود مجتمع گشته از قلل جبال متوجه صحرا و نشيب شد و از دشت و رود گذشته در طرق و شوارع روان گشت . از صدمات شديد و غرش عنيفش علامت صور اسرافيل و غوغاى روز رستاخيز ظاهر شده لرزه در اندام قصور افتاده روى به انهدام نهادند . ابنيهء رفيعه و عمارت عاليه با خاك يكسان گشته اجزاء تركيب و گل و آجر از هم پاشيد و بطرفة - العينى اكثر محلات با ساحت غبرا سمت تساوى و تشارك [ 9 ب ] پذيرفت . حاصل كه بمرتبهاى طغيان نمود كه ذكر طوفان نوح از صحايف خواطر متتبعان آثار سلف و مستخبران اخبار فرو شست . چون ساقى ابراز ساغر حباب جام پياپيش مىداد مزاجش از اعتدال طبيعى انحراف يافته بيحوصلگى آغاز نمود و ديوانهوار بحريم حرم محترم شهريار علويّين حشم قدم نهاده از غايت بيخودى نصف صفهء جديد و صومعه و صفهء پايين پا و مدرسه و پاياب را باير ساخته به حول مرقد منور و مقبرهء اولاد خير البشر رسيد . صيحهاى از محيط به گوشش رسيد كه اى سرمست بادهء جوش و خروش هشيارباش و از سوء ادب بيدارباش كه مبادا گستاخانه قدم پيشنهى و تا قيامت خال انفعال بر رخسارهء ما و خويش نهى و ازين جسارت ذكر فضيلت اين عنصر شريف كه « و من الماء كل شىء حى » از السنه و افواه براندازى . آن بىخبر از استماع اين نصيحت هشيارى اثر به هوش آمده قدم فرا پيش ننهاد و از روى اعتذار بر حول مرقد آن بزرگوار دوران نموده پيروى فرات نمود . * * * بيان اين مقال آنكه ثانى نمرود و شداد مقلد عبيد اللّه زياد متوكل مفقود