محمد مفيد مستوفى بافقى

529

جامع مفيدى ( فارسى )

المتوكل فاسد اعتقاد از غايت بغض و عناد كه با اهل بيت قدسىنژاد هادى سبيل رشد و رشاد [ 10 الف ] و قائد طريق رسالت و ارشاد خصوصا با حضرت امير المؤمنين و امام المتقين اسد اللّه الغالب و اولاد امجاد آن صدرنشين انجمن ايجاد بل عالم كون و فساد داشت ساكنان امصار و بلاد و طوائف محبان عباد را از طواف آستان جبرئيل - آشيان فردوس بنياد منع كرد و نفرين زهاد و عبّاد را زاد سفر نموده انديشهء عقوبت و تعذيب اولاد آن حضرت كرد و به اين امر مذموم و فعل ميشوم نيز اكتفا ننموده حكم به تخريب مرقد فرشته معبد سرخيل شهيدان آل محمد وسيلهء تبسم غنچهء صبح شفاعت ، واسطهء گشايش ابواب مرحمت ، علت تموج درياى مغفرت سلطان نبوت و دودمان امامت لواء ، تكيه‌ده بستر ارض مقدس كربلا عليه التحية و الثنا فرموده فى - الحقيقه مخرب بناى عمر و دولت خود گرديد ، چنانچه در ذيل مرقوم قلم وقايع رقم خواهد گشت ، انشاء اللّه تعالى وحده العزيز . تفصيل اين اجمال آنكه اعوان بىايمان و انصار نامسلمان متوكل كه جنود شيطان و مردودان نظر رحمت يزدان بودند به فرمان آن سالك طريق بغى و عدوان آب فرات را بر روضهء عرش قبهء ملائك صومعه بستند كه با زمين يكسان نموده [ 10 ب ] آن ارض مقدس را مزروع نمايند و ندانستند كه ازين گستاخى درين نشاء آبروى ايمان را ريخته در عالم باقى از فيض زلال كوثر و سلسبيل محروم مىگردند . فرات از عرق خجالت آب گشته غريق بحر تحير و گرداب اضطراب گرديده و قريب به مشهد قدس نشان كه رسيد از روى ادب ايستاده حيران كار خود گشت كه گاهى قوم بد كردار يزيد پليد بر روى امام مظلوم شهيدش بندند كه مقربان بارگاه ملك حميد تشنه و دلخسته به ديوان قهرمان قهر قهار شديد لب به شكايت گشانيد و زمانى به انهدام روضهء مقدسه‌اش مأمور ساخته گل آلود عصيان و طغيانش مىنمايند . كلاب‌كوى ضلالت و خنازير وادى غوايت از مشاهدهء اين حالت با وجود كمال قساوت و عدم بصارت بر كرامت سلطان سرير شهادت واقف گشته از ارتكاب آن شناعت متقاعد گرديدند .