محمد مفيد مستوفى بافقى
36
جامع مفيدى ( فارسى )
خود را رخصت داد و خرقه از درويشى بعاريت گرفته در پوشيد و در خدمت آن حضرت مجاور گرديد . بعد از آن حضرت ولايت رتبت از خلوت بيرون آمده او را بشرف توبه و تلقين ذكر و پوشيدن تاج فقر سرافراز نمود ، و منصب خليفة الخلفائى سلسلهء خود را به او رجوع نمود . و ديگر بابا محمد بغدادى است كه از جملهء سلاطين بغداد بود . چون به خدمت آن حضرت رسيد از سلطنت درگذشت و رتبهء محرميت يافت و چنان مرتبهاى يافت كه روزى در خدمت حضرت شاه نشسته بود ، تاج خود از سر برداشته بر يك نيمهء سر نهاد . فى الحال طوفانى پديد آمده چنان كه حاضران در تعجب ماندند . حضرت شاه به او گفت كه تاج را درست بر سر گذار . چون تاج را درست بر سر نهاد آن طوفان بر طرف گشت . مولانا صنع اللّه نعمت اللهى آورده كه دوازده هزار سيد صحيح النسب بشرف بيعت [ 30 الف ] آن حضرت رسيدهاند ، و از شيخ و شاب هفت اقليم از احاطهء تعداد بيرون است . چنانچه بر زبان گوهر بيان آن حضرت گذشته ، شعر : نعمت اللهيم و در اقليم عالم مهروار * بر در و ديوار و بام خاص و عام افتادهايم بر پيشگاه خاطر اصحاب مجد و معالى پوشيده نماند كه اگر كميت خوشخرام قلم پاى در دايرهء تفصيل مجموع احوال آنحضرت ولايت مرتبت گذارد هرآينه سخن بتطويل انجامد . لاجرم در اختصار كوشيده بر مقتضى كلمهء « خير الكلام ما قل و دل » عمل نموده بعضى از واقعات بعرض مىرساند كه در مدت بيست و پنج سال كه حضرت غوث درگاه اللّه شاه نور الدين نعمت اللّه در كرمان و ماهان تشريف داشتند و بر مسند ارشاد متمكن بودند هرروز قافلهاى و هرشب زمرهاى با لب خشك و ديدهء تر باميدوارى اين مضمون كه از كلام آنجناب است كه ، شعر : نامراد از در ما بازنگرديده كسى * در ميخانهء ما قبلهء حاجات بود