محمد مفيد مستوفى بافقى

488

جامع مفيدى ( فارسى )

قصور خورنق گرديد . و چون زمان اجل مقدر رسيد فرزندان گرامى خود خواجه ملك قاسم و ميرزا محمد امين را به ساختن سرا و پل و رباط و مصانع وصيت و امر نمود . خواجه ملك قاسم كه مهين فرزند ارجمندش بود و در امور دنيوى يد بيضا داشت از مشقت گاه و بيگاه و تعب اسفار نينديشيده همت به امر تجارت گماشت و بعد از آنكه سالها اوقات در آن امر صرف نموده مالك ضياع و عقار گرديد ، قايد قضا و قدر عنان اختيارش به جانب بلاد هند كشيده در اكبرآباد مرغ روح شريفش از قفس قالب نجات يافته به جانب فردوس اعلى در پرواز آمد . و از آن‌جناب خلف سعادتمندى ماند موسوم به ميرزا عسكر [ 349 ب ] و آن جوان حميده خصال به لطف گفتار و حسن كردار و صورت خوب و سيرت مرغوب اتصاف داشت و پيوسته نقش زهد و عبادت بر لوح خاطر مىنگاشت . در شهور سنهء ثلث و ثمانين و الف متوجه بلاد هند گرديد و بعد از آنكه به احمدآباد گجرات رسيد از غايت دين‌دارى و پرهيزگارى شوق طواف بيت اللّه الحرام و ادراك زيارت روضهء حضرت خير الانام صلوات اللّه و سلامه عليه از باطن پاكيزه‌اش سر برزده بودن در ولايت هند را مكروه شمرد و از راه دريا به حجاز و يثرب شتافت و پس از شرف و سعادت طواف و زيارت و تحصيل دولت آخرت عنان عزيمت به صوب وطن مألوف انعطاف نموده چون به ارض فارس رسيد داعى حق را لبيك اجابت گفته به منزهات آن جهانى رخت هستى انداخت . و خادم آل سيد المرسلين ميرزا محمد امين ولد خردتر « 1 » [ 350 الف ] خواجه محمد على كه به كمال مردمى و مروت و جوانمردى و سخاوت معروف و به حسن مقال و لطف گفتار و سيرت پاكيزه و خوى خوش و كردار نيك موصوف بود بعد از والد غفران‌پناه به فرّ مصاهرت جالينوس الزمانى حكيم كاشفا محمدا كه از غايت عظم شان و سبب تقرب پادشاهان عالىمكان صفوى محتاج به توصيف نيست رسيده در نهايت اعتبار و غايت اقتدار در بلدهء يزد قرار گرفت و نخست حسب الوصية والد مرحوم

--> ( 1 ) - اصل : خوردتر