محمد مفيد مستوفى بافقى

489

جامع مفيدى ( فارسى )

كاروانسرائى در قصبهء ميبد و ديگرى در قريهء عقدا به استحكام تمام ساخت تا ملجأ مسافران ستم رسيده و پناه غريبان محنت كشيده و موجب امن‌وامان دارين بوده باشد و ديگر پلها بسته بر آبهاى عظيم مثل « پل اجيه » و غيره تا مردمان را تردد بر آن سهل و آسان و موجب رضاى حضرت رحمن و ترفيه حال مسكينان و مترددان بوده باشد و [ 350 ب ] ديگر در « محلهء ابو المعالى » مصنعه ساخته كه آب آن با ماء معين دم مساوات مىزند و پيوسته لب‌تشنگان آن محله از زلال چشمهء همت آن جناب كام اميد تر ساخته سيراب مىگردند . و بنابر آنكه ميرزا محمد امين در باب ساختن قصور و منازل دلگشا و باغات فردوس‌نما شعف تمام داشت درين باب نهايت سعى به عمل آورده چندان زر صرف نمود كه به نوشتن و گفتن در نمىتواند آمد . راقم اوراق بر بيان بعضى از آن مرقوم قلم حكايت نگار مىگرداند و رجوع برخى ديگر به نظاره كردن حواله مىنمايد ، بمنه و كرمه . حجله‌آراى ابكار معانى و پيرايه بند انجمن خوش الحانى اعنى طوطى شيرين كلام قلم عشرتگاه سخن را بدينگونه آرايش داده و دار الملك معنى را بدين نمط آذين مىبندد كه آن‌جناب منزلى نزهت قرين در حوالى « خان خواجه ضياء الدين محمد » اختيار نمود و مهندسان و معماران حسب الفرموده به بديع‌تر وصفى [ 351 الف ] اساس انداختند و سقف و جدار به نقوش و زيب به خوبتر صورتى پرداختند چنانچه آن آرامگاه ارم آيين از طلا و لاجورد رشك نزهت سراى خلد برين گرديد ، شعر : رضوان به لاجورد ابد بر كتابه‌اش * تحرير كرده دام لك العز و البقا و ديگر در سرآب گرد فرامرز طرح باغى بهشت‌آسا انداخته عمارتى نيكو بنا نمود و درختان سرو غرس كرده در كمال تكلف به اتمام رسانيد و بعد از آنكه ازين امور فراغت يافت در سنهء سبع و ستين و الف هجريه لبيك‌گويان به حجاز و يثرب شتافته به شرف طواف بيت اللّه الحرام و زيارت سيد آخر الزمان عليه الصلاة