محمد مفيد مستوفى بافقى

434

جامع مفيدى ( فارسى )

بر ضماير دانش مآثر اذكيا مخفى نماناد كه جامع الكمالات امينا محمدا به سبب عارضهء كوفت قريب سه چهار سال بر بستر ناتوانى افتاده قدرت بر قيام نداشت . در برابر اين غزل كه از نتايج طبع « رافع » است كه ، غزل : خضر ره شد تا مرا چون نقش پاافتادگى * ميكنم در هرقدم صد جابه‌جا افتادگى اختلاط ما و او باهم چو آب و آتشست * شيوهء او سركشى و كار ما افتادگى دست پرورد سرشك ما بود سرگشتگى * خانه‌زاد ماست همچون نقش پاافتادگى لغزش پايى نمىبايد مرا در هيچ باب * طفل اشكم قسمتم كرده خدا افتادگى من كلام امينا محمدا خاكسارى طور و من موسى عصا افتادگى * وحى ما خاموشى و معراج ما افتادگى كعبه از ما درگذشت از شوق استقبال ما * حبّذا بيدست و پايى مرحبا افتادگى هركجا ره دور شد گفتيم يا گمگشتگى * هركجا لغزيد پا گفتيم يا افتادگى حاصل آزادگى از سرو پرسيديم گفت * ابتدا گردن فرازى انتها افتادگى در طريق عشقبازى اى « امين » كوى عشق * هست مقصد خاكسارى مدّعا افتادگى و چون ثبات و دوام در عالم محنت انجام هيچ فرد از طوايف انام را ميسر نيست لاجرم در سنهء خمس و سبعين و الف [ 319 ب ] روى به عالم آخرت آورد و از مشار اليه سه پسر ماند .