محمد مفيد مستوفى بافقى
435
جامع مفيدى ( فارسى )
مولانا ابو الآداب از همه بزرگتر و به وفور فضايل و كمالات و قابليت از امثال و اقران ممتاز و مستثنى مىنمود و در فن انشا و شعر و معما انگشتنماى پير و برنا بود و در عنفوان جوانى از دار السلطنهء اصفهان به تاريخ شهر ذى حجة الحرام سنهء سبع و سبعين و الف هجريه روى به شهرستان عدم نهاد . و در اندك زمان مولانا محمد كافى به ديدن پدر و برادر مهربان شتافت . و مولانا عبد النبى كه از همه كوچكتر است در حين تحرير اين اوراق كه سنهء اثنى و ثمانين و الف است در بلدهء يزد اقامت دارد . مولانا حسن على يزدى در اكثر اوقات به كسب كمالات اقدام نموده با ارباب فضل و دانش مصاحبت و مجالست مىنمود و گاهى به گفتن شعر زبان مىگشود . اين چند رباعى از رشحات كلك بلاغت نظام اوست ، رباعى : گوشم كر و چشم كور « 1 » و پايم لنگست * اين پيرى نامرد سراپا ننگست عيبم مكن ار كسى مرا ننوازد * كين ساز شكسته سخت بىآهنگست ايضا در زير سپهر مرد در آزارست * در گلشن ايام ذليل و خوار « 2 » است با زن طبعان زمانه دايم يار است * مهر مادر به دختران بسيار است ايضا جان چيست درون سينه سوزى و تفى * دل چيست غم و درد و بلا را هدفى
--> ( 1 ) - اصل : كند ، تصحيح مبتنى بر نسخهء وزيرى است ( 2 ) - اصل : خار