محمد مفيد مستوفى بافقى

424

جامع مفيدى ( فارسى )

ايضا مريض طفل مزاجند عاشقان ورنى * [ 314 ب ] علاج رنج تغافل دوروزه پرهيز است ايضا : گرد ننشيند به‌طرف دامن آزادگان * گر براندازد فلك بنياد اين ويرانه را مى ز رطل عشق خوردن كار هربىظرف نيست * وحشيى بايد كه بر لب گيرد اين پيمانه را و كتاب « فرهاد و شيرين » كه از رشحات كلك بلاغت آيات انتظام داده بين - الجمهور مشهور و معروف و از جملهء ابيات آن به اين ابيات قطع مىگردد ، شعر : كه گر بر سنگ خوردى نعل شبرنگ * وزان خوردن شرارى جستى از سنگ هنوز آثار گرمى با شرر بود * كزان در مجلس شيرين خبر بود ايضا فرموده : خوشا عشق خوش آغاز خوش انجام * همه ناكامى اما اصل هركام هرآن شادى كه بود اندر زمانه * نهادند از كرانه در ميانه چو كلى جمع گشت آن شادى عام * شدش آغاز عشق و عاشقى نام ايضا يكى صياد مرغى بسته پر داشت * به بستان برد و بند از پاش برداشت