محمد مفيد مستوفى بافقى

425

جامع مفيدى ( فارسى )

زدندش طايران آسمانى * صلاى رغبت هم آشيانى چو پر زد ديد بال خويش بسته * عدوى خانه در پهلو نشسته برآورد از شكاف سينهء خويش * صفيرى پرخراش از سينهء ريش كه مرغى را چه ذوق از سرو [ و ] شمشاد * كه پروازش بود بر دست صياد شما كازادگان شاخساريد * نشاط سرو و گل فرصت شماريد كه صياد مرا با من شكاريست * مرا هم با شكنج دام كاريست اين دو بيت نيز از ديوان غزليات اوست ، غزل : ما بىخبر ز قاعدهء و كار عالميم * بيهوده گرد كوچه و بازار عالميم ما مردمان خانه بدوشيم و خوش‌نشين * نى ز آن گروه خانه نگهدار عالميم [ 315 الف ] مكارم اخلاق جناب فصاحت شعار و اشعار آبدار آن شاعر بلاغت آثار زياده از آنست كه اين مختصر گنجايش بيان تمامى آنها داشته باشد ، لهذا به همين‌قدر اختصار نمود . وفات آن‌جناب در شهور سنهء سبع و تسعين و تسعمايه در خطهء جنت‌نشان يزد اتفاق افتاد و در « محلهء پير برج » مقابل مزار كثير الانوار سلالهء دودمان رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم شاهزادهء واجب التعظيم شاهزاده فضل رضا عليه التحية و الثنا مدفون گشت ، نظم :