محمد مفيد مستوفى بافقى
405
جامع مفيدى ( فارسى )
[ 305 الف ] فصل ثامن از مقالهء دويم در ذكر اطباى مسيحادم و حكماى خضر قدم به نام حكيمى كه روز نخست * شد از حكمتش كار عالم درست پى مورى از حكم او سر نتافت * سر مويى از سرّ او كس نيافت دهد قطرهء آب را چشم و گوش * نهد در كفى خاك فرهنگ و هوش پديد آورد از تف خون و شير * حكيمان داناى روشنضمير كند بخت بر آن زبان آفرين * كه گويد ثناى جهانآفرين بر رأى عقدهگشاى اكابر و اهالى مخفى نماناد كه علماى فن تاريخ و سير اتفاق دارند كه در زمان سلطنت و پادشاهى جمشيد بن يافل بن لامخ كه از نسل قابيل بن آدم عليه السلام بود در علم طب شروع نمود و پيش از وى كسى ديگر اين علم شريف را نمىدانست و طبقهء جليلهء اطبا همواره معزز و مكرم بودهاند و سلاطين معظم در باب تعظيم و تكريم و رعايت و تربيت ايشان اعتنا و اهتمام مىفرمودهاند و پيوسته در خطهء دلگشاى يزد اطباى حاذق و حكماى مدقق بوده و هستند و احوال