محمد مفيد مستوفى بافقى
406
جامع مفيدى ( فارسى )
جمعى كه بر فقير حقير بىبضاعت ظاهر گرديده به دستيارى خامهء سخنگذار [ 305 ب ] بر صفحهء بيان مىآورد . عاليجناب حكمتمآبى معانى آثارى مولانا مؤيد الدين محمد الحموى از ساير اولاد مولانا سعد الدين محمد حموى بلكه از اكثر علماء فضايل - پناه و اطباء حذاقت دستگاه به جودت طبع سليم و سلامت و ذهن مستقيم امتياز تمام داشته و در ايام جوانى تحصيل كمالات نفسانى نموده در علوم معقول و منقول نقش مهارت بر لوح خاطر نگاشته . وفور و وقوف آن حضرت در علم طب به مرتبهاى بوده كه اگر جالينوس و بطلميوس در زمانش مىبودند در خدمت او به دوزانو درآمده دست ارادت و شاگردى به دامانش مىزدند و به مطالعهء نسخهجات افادت سماتش زنگ امراض و علل از الواح خاطر سقيم مزاجان ميزدودند . اگر تمامى صفحات اين اوراق به ذكر كمالات و فضيلت و بيان نجابت و حذاقت آن ارسطو صفت بيارايد عشرى از اعشار آن مرقوم نخواهد نمود . لاجرم درين مقام بههمينقدر اختصار مىنمايد و به دستيارى خامهء بلاغت شيم به ذكر احوال خلف آن مسيحا دم مىپردازد . اعلم اطباء زمان و اكمل [ 306 الف ] حكماء دوران مولانا سالك الدين محمد الحموى آن حكيم مؤسس مبانى فضايل و سالك مسالك اخلاق با طبعى مخزن نفايس علوم اسرار و حكم و ذهنى معدن سراير خواص [ حدوث ] و قدم ، شعر : راى پيرش تتق سرّ قضا را محرم * دل پاكش نظر لطف خدا را منظور در خطهء فرح فضاى يزد در معالجهء مرضى و ازالهء علل برايا ميمنت انفاس مسيحا ظاهر مىنمود و مهارتش در علم طب بلكه در ساير علوم به مرتبهاى بود كه قلم سخنآرا از تبيين آن به عجز و قصور اعتراف دارد و كمال فضل و دانش آن جناب درجهاى داشته كه بيان بنان فصحا توضيح آن را كما ينبغى از جملهء محالات