محمد مفيد مستوفى بافقى

400

جامع مفيدى ( فارسى )

ديگرى را به استماع تقرير راضى و خوشنود ساخته و پيوسته اين مضمون را ورد زبان خود نموده ، شعر : عمر به خوشنودى دلها گذار * تا ز تو خوشنود شود كردگار [ مولانا زين العابدين آبشورى ] و ديگرى از خطاطان سحر آثار استاد الماهرين و افتخار المعاصرين مولانا زين العابدين آبشورى است كه در نوشتن خط نستعليق مرتبهء عالى يافته و باوجود حسن خط به انواع فضايل و كمالات و تقوى آراسته بود . خطش در ميانهء خطوط استادان كالشمس من ساير الكواكب امتياز تمام دارد و به قدرت و تعليم از خطوط [ 302 ب ] متقدمين رجحان يافته و گاهى به نظم اشعار زبان مىگشاد و ديوان اشعار او در ميان فرق انام به غايت مهشور است و اين غزل كه از جملهء منظومات آن‌جناب و بخاطر بود مرقوم گرديد ، غزل : تا عشق تو در جان من خسته وطن ساخت * شادم كه سراى دلم از غير تو پرداخت تأثير مى شوق تو نازم كه به يك دم * يكباره مرا بىخبر از هستى خود ساخت تنها نه سر من به سر كار وفا رفت * صد همچو مرا درد تو از پاى در انداخت تدبير من سوخته‌دل غير فنا چيست * گر آتش غم شمع وجودم همه بگداخت ترك سر خود چون نكنم كاى ستم انديش * ساغر زده خنجر به كف از خانه برون تاخت تر دامنى من تو نكو يافتى اى عشق * كس قلب زراندود مرا غير تو نشناخت