محمد مفيد مستوفى بافقى
358
جامع مفيدى ( فارسى )
دم نيارستند زد . غرض از عرض اين حكايت آنكه چون در آنزمان سلاطين حشمتآيين قضات و محتسبان امين ديندار متشرع تعيين نموده دست تكفل ايشان را قوى و مطلق مىداشتند و به اين مرتبه در ترويج ملت بيضا و نفاذ احكام شريعت غرّا مىكوشيدند لاجرم يوما فيوما ساحت مملكت سعت وسعت مىگرفت و ساعة فساعة رياض دولت صفت خضرت و نضارت مىپذيرفت ، قطعه : سرسبزى نهال سعادت به باغ ملك * [ 275 ب ] بىرشحهء عيون شرايع طمع مدار ليكن زلال چشمهء دين كى شود روان * بىيارى سياست شاهان كامكار امير عبد الغفار المشتهر به مير بزرگ مرجع سادات و اعلم علما بود . در زمان سلطنت و اقبال خاقان جنتمكان در خطهء يزد به لوازم امر قضا اشتغال داشت و در فيصل قضاياء برايا به دستور آباء و اجداد بزرگوار خويش در طريق امانت و ديانت سلوك مىنمود و مع ذلك به امر درس و فتوى و نشر علوم دينيه مىپرداخت و همواره طلبه را از فوايد ذهن وقاد و مآثر طبع نقاد مستفيد و بهرهور مىساخت . شاه عبد العلى از اعاظم سادات عبد الوهابى بود و به لوازم منصب اقضى القضاتى بلدهء يزد علم اقتدار برمىافراشت و از علوم دينيه و كمالات نفسانيه بهرهء تمام داشت و هرگز خيال مداهنه و ملاحظه بر ضمير منير نمىگذرانيد . و چون علم عزيمت به جانب ديار عافيت برافراخت حسب الفرمان قضا جريان خاقان گيتىستان خلف ارشد ارجمند سعادتمندش ميرزا محمد ابراهيم بر مسند قضاء آن ملك متمكن گرديد . و آن جناب نيز به دستور آباء عظام و اجداد كرام مدتى مديد به لوازم آن امر جليل القدر اقدام مىنمود .