محمد مفيد مستوفى بافقى
359
جامع مفيدى ( فارسى )
[ 276 الف ] ميرزا محمد مؤمن مقتداء سادات عاليشان و پيشواى دانشمندان بلندمكان بود . در زمان سلطنت و جهانبانى اعليحضرت خاقان فريدون مكان گيتىستان مدتى در كمال استقلال در خطهء بهشتنماى يزد به تمشيت منصب جليل المرتبهء اقضى القضاتى قيام و اقدام مىفرمود و تا آخر ايام حيات بر مسند جاه و جلال متمكن بوده همواره نقش امانت و ديانت و خيرخواهى برايا بر سجل ضمير و صحيفهء خاطر عاطر مىنگاشت . بعد از وفات آن حضرت ميرزا شاه عبد الباقى كه خلف ارشد او بود تصدى موقوفات متفرقهء آن ملك را اختيار نموده دادوستد اوقاف در عهدهء اهتمامش بود تا آنگاه كه متوجه عافيتآباد عقبى گرديد . و از آنجناب سه خلف نيكاختر به يادگار ماند . ميرزا ابو الفتوح كه ولد ميانى بود ، در سنهء تسع و سبعين و الف هجريه از وطن مألوف هجرت نموده با توشهء توكل و پايمردى همت قدم در بلاد هند سيهبختان نهاد و نخست كوكب اقبالش درخشيدن آغاز نهاده به منصب « دوصدى » رسيد و پس از دو سال چنانچه عادت روزگار است ستارهء بختش روى به نشيب آورده در حوالى [ 276 ب ] پشاول در وقتى كه فيما بين امرا و خوانين هند و افاعنهء يوسف زئى « 1 » مجادله به مقاتله انجاميد و افاغنه چون سباع شكارى كه در گلهء گور و آهو افتند و مانند عقاب شكوهمند كه قصد مرغان ضعيف غراب صفت كنند بر مردم هند حمله بردند و خرمن زندگانى جمله سوخته روز حياتشان تيرهتر از پر زاغ و روى زمين از خونشان گونهء منقار طوطى گرفت ، شعر : ز بس كشته كافتاد بر كوه و دشت * جهان گفت بس بس كه از حدّ گذشت قليلى از سپاه هند راه هزيمت يافته اسباب و جهات ايشان به باد غارت و تاراج رفت ، اموال آنجناب نيز صورت هباء منثورا گرفت و بهزار مشقت جان خود را از ورطهء خوف و بيم بيرون آورد . فرمانفرماى بلاد هند در مقام تدارك و دلجويى آمده يكصدى از منصب او كم نموده به تعيناتى كشمير مقرر ساخت . در اوايل سنهء
--> ( 1 ) - مقصود يوسفزائى است .