محمد مفيد مستوفى بافقى
333
جامع مفيدى ( فارسى )
كرده روى به تهيهء زاد آخرت آورد ، بيت : سوختهء تاب تجلى شده * شيفتهء حضرت موسى شده در اندك زمان آوازهء فضل و صلاح آن عزيز [ 258 ب ] به حوالى و نواحى افتاد . فضلا و علما از دورونزديك به رسم تيمن و تبرّك و تحصيل علوم در خدمتش آمد شد آغاز نهادند و چون او را به زيور دانش آراسته يافتند در مواد اعتقاد افزوده تردد بيشتر مىنمودند . اما به احتياط تمام مباحثه كرده مضمون اين بيت به ادا مىرساند ، شعر : رسيدهام من تشنهجگر به چشمهء صاف * ولى چه سود كه ياراى آب خوردن نيست چون سالى چند برين گذشت از صحبت مردم آن ديار ملول گرديده اجابت دعوت حق نمود و از جام « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » بىهوش افتاد ، بيت : هرآنكه زاد ز مادر ببايدش نوشيد * ز جام دهر مى « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » فضيلت و صلاحيت دستگاه مولانا عبد اللّه عادل آن عزيز دوجهانى بر مدارج دانش عروج كرده و جوهر نفس ناطقه را به زيور فضايل تحليه نموده و از صحبت خلق احتراز فرموده باندك كفافى قانع شده و ديده از خلايق دنيى بر دوخته و خاشاك اخلاق ناپاك را بشعلهء آتش رياضت سوخته ، و ديدهء چشم بيدارش از فرط شبزندهدارى چهرهء خواب نديده ، گوش هوشش از غايت [ 259 الف ] پرهيزگارى جز نداى « وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ » نشنيده ، شعر : دمش گنجينهء تحقيق ريزان * جبينش آفتاب صبح خيزان آنجناب چهار مرتبه به دستيارى مؤونت و توشهء توكل سفر به بطحا و يثرب كرده و به شرف زيارت بيت اللّه الحرام و مرقد منور و معطر سيد انام صلوات اللّه و - سلام عليه استسعاد يافته ، و در هيچوقت از اوقات از پادشاهان ذىشان و صدور