محمد مفيد مستوفى بافقى
303
جامع مفيدى ( فارسى )
اول نموديد . از جملهء مؤلفات افادتاياب آنجناب يكى كتاب بلاغت اياب « ظفرنامه » است كه به اعتقاد اكثر مورخين در فن تاريخ به لطافت و نظافت آن در اسلوب فارسى نسخهاى مكتوب نيست ، و آن كتاب شريف بواسطهء حسن اهتمام ميرزا ابراهيم سلطان در شهور سنهء ثمان و عشرين و ثمانمايه به اتمام رسيد . و « حقايق التهليل » و « حلل مطرز » و « منتخب » آن در فن معما و لغز و « شرح قصيدهء برده » و « كنه المراد در علم وفق اعداد » از جملهء نتايج اقلام بلاغت نظام آن فاضل عالىمقام است . وفاتش در سنهء ثمان و خمسين و ثمانمائه اتفاق افتاد و در « مزار شرفيه » واقعه در جنب « مسجد جامع محلهء مير چقماق » كه بانى آن مولانا شمس الدين على والد آنجناب بود و حضرت مخدومى در جنب آن عمارت مدرسه ساخته و « شرفيه » نام كرده مدفون گشت . جناب غفرانپناه مولانا شمس الدين محمد برادرزادهء آنجناب در عمارت و تعمير « مدرسه و خانقاه شرفيه » كمال اهتمام فرمود و اطعام هرروزه به جهت فقرا و درويشان و مرسوم قرّاء و مؤذنان تعيين نموده مدتى مديد هرصباح و مسا درويشان و فقرا مستفيض و بهرهمند مىبودند . الحال آن عمارت روى به خرابى آورده [ 240 ب ] و حكم ساير بقاع الخير بههم رسانيده . بر رأى جهانآراى ارباب استعداد مخفى نخواهد بود كه « جناب مخدومى » گاهى زبان به نظم اشعار مىگشود و اين غزل از نتايج طبع آن حضرت است كه در حين تحرير به خاطر بود ، غزل : سواره بر سر ره جلوهاى نمودى و رفتى * هزار تير بلا بر رخم گشودى و رفتى سواره دوش به ميدان چو مست ناز گذشتى * به يك كرشمه دل عالمى ربودى و رفتى