محمد مفيد مستوفى بافقى
304
جامع مفيدى ( فارسى )
چه آتش از دل من كم شود ازينكه تو يكره * بسان برق ز دورم رخى نمودى و رفتى نه كشتن شرفت قصد بود در دم رفتن * به صيد مىشدى و خنجر آزمودى و رفتى افضل الفضلاء المتقدمين اعلم العلماء المتأخرين افتخار الحكماء المتبحرين مولانا مؤمن حسين يزدى از غايت تبحر در علوم معقول و منقول و از كمال مهارت در مباحث فروع و اصول بر جميع فضلا فايق بود و در ميدان تحقيق و آن حلال معضلات رسايل و توضيح خفيات متقدمين قصب السبق از دانشمندان زمان مىربود ، بيت : سپهر علم را بود آفتابى * فنون فضل را جامع كتابى آن استظهار العلما در مبادى ايام زندگانى همت بر كسب كمال گماشت و در صحبت دانشمندان شرايط تلمذ بجاى آورد و به واسطهء قابليت اصلى [ 241 الف ] بلكه به محض عنايت لم يزلى هنوز در سن شباب بود كه از شميم فضايل و كمالاتش مشام مستنشقان گلزار علوم معطر گشت و از رشحات قلم گوهربارش رياض دانش در خضرت و نضارت از ساحت بوستان ارم درگذشت . لاجرم اعاظم افاضل به اميد كسب علم و دانش متوجه ملازمتش بودند و بعد از ادراك آن سعادت عظمى از شعشعهء ضمير فيض آثارش اقتباس انوار كمالات مىنمودند . در ايام جهانبانى خسرو گيتىستانى به حسب تقدير مفتح الابواب آنجامع فضل و كمال را عارضهاى دست داد كه اطبا از معالجه عاجز آمدند . آخر الامر مرغ روح شريفش از تنگناى قفس قالب به فضاى عالم ارواح طيران نمود . رباعيات آن فاضل عاليمقام در ميان ارباب فضل مذكور و منظومات فصاحت - آياتش ورد زبان خاص و عام اين چند رباعى كه از نتايج طبع مستقيم آن دانشمند يگانه است و در حين تحرير به خاطر بود زينت اين صحيفه گرديد ، رباعى :