محمد مفيد مستوفى بافقى
282
جامع مفيدى ( فارسى )
گفتار در بيان وصول كوكب طالع مطلع الانوار جاه و جلال ميرزا عنايت بيك به درجهء شرف و اقبال و ذكر شمهاى از صادرات افعال آن قدوهء ارباب استقلال خامهء گوهرفشان بر صفحات بيان بدينگونه رقم مىزند كه آن حضرت به صفت عدالت و شجاعت اتصاف داشت و پيوسته همت عالىنهمت بر تقويت اركان ملت بيضا و تمشيت امور شريعت غرّا مىگماشت و در ايام دولت و حكومت سادات عظام و علماى اعلام و مشايخ كرام [ را ] كه در قصبهء بافق و بهاباد ساكن بودند از مؤونات و تكاليف ديوانى معاف [ 224 الف ] و مرفوع القلم ساخت و بههمين منوال به حال ضعفا و بيچارگان پرداخته وظيفه و مدد معاش به جهت هريك مقرر داشت و هم در عنفوان اوان جوانى به تهور و دلاورى معروف گشته در ميدان شجاعت گوى مسابقت از مبارزان رستمآيين در ربود ، بيت : به دور شاه عباس جوانبخت * كه زيبد آسمانش پايهء تخت كوكب اقبالش در نفاذ امر و علو شأن و مزيد اقتدار و كمال اختيار روى به اوج شرف و رفعت نهاده به منصب يوزباشيگرى سرافرازى يافت و كمر خدمت بر ميان جان بسته همواره در موكب فلك احتشام پادشاه مىبود تا آنگاه كه به ارادهء پادشاه ملكبخش خاقان سكندر شوكت دارا كياست فريدون شان سلطان سلاطين جهان سلطان شاه صفى صفوى موسوى بهادر خان قدم بر سرير پادشاهى ايران نهاد و به سرپنجهء قدرت قادر كن فيكون مقاليد ايالت ربع مسكون به قبضهء درايت آن حضرت داده ماهچهء رايت ظفر آيينش از مشرق عظمت طلوع كرد . حكام زمان و سلاطين نافذ فرمان سر بر خط فرمانش نهاده روى به آستان ملايكآشيان گذاشتند ، مثنوى : به گردش ز گردان هركشورى * به اندك زمان جمع شد لشكرى