محمد مفيد مستوفى بافقى
268
جامع مفيدى ( فارسى )
در مبادى ايام طفوليت در خدمت جدّ نامور به تعليم علم سياق اشتغال نمود و در اندك زمان بر مدارج دانش عروج نموده به امر تحرير دفاتر قيام نمود و در آن باب گوى مسابقت و رجحان از دبيران ما تقدم در ربود ، بلكه بر دفاتر ايشان قلم نسخ كشيده به اختراع امرى چند كه مستحسن ارباب كمال و استعداد بود جرأت نمود [ 214 ب ] چنان كه گفتهاند ، شعر : شاگرد قابل به از استاد هم بسيست * مشعل شود افروخته از شمع در حساب نسخهجاتى « 1 » كه در علم سياق به قلم معجز رقم بر صفحات ايام تحرير نموده از تعريف و توصيف مستغنى است . صحايف تدبير آن دبير عطارد نظير كه نقشبند سپهر بلند شاگرد بيان او و دبير زيبا تقرير ريزه خور خوان بيان اوست لفظى چون لئآلى منظوم دلگشاى و خطى چون در منثور طربافزاى ، شعر : لطف لفظش داده باهم آبوآتش را قرار * حسن خطش كرده باهم آبوآتش را قرين و حالا جمعى كه در علم سياق علم اقتدار افراشته به سلامت فطرت و جودت قابليت به انامل سعى رقم مهارت بر صفحات دهر مىنگارند در خدمت آنجناب كسب اين علم شريف نمودهاند و طريقهء آن سيد نيكو صفات را پيشنهاد نظر فطرت سليم ساخته متابعت مىكنند . قوت حافظهء آنجناب به مرتبهايست كه طومارى كه يك صد اسم نوشته در تحت هريك مبلغى تحرير يافته باشد به يك نظر اسامى و مبلغها را به خاطر گرفته در حفظ مىخواند و به ميزان درمىآورد و بىآنكه آحاد و عشرات و مآت و الوف را به دستور قانون و قواعد اهل حساب حساب نمايد ميزان مىنمايد و بىشايبهء تكلف در آن شيوه بىمثل زمان و فريد عصر است چنان كه گفتهاند ، مصراع : طبع لطيف تو همه فكر نكو كند . راقم حروف به زبان گستاخى در علم سياق خود را در سلك شاگردانش مىشمارد .
--> ( 1 ) - اصل : نسخاتى