محمد مفيد مستوفى بافقى

244

جامع مفيدى ( فارسى )

مجلس سيوم از مقالهء اولى در ذكر كلانتران با احتشام بر شهسواران ميدان ادراك روشن است كه حق سبحانه و تعالى زمام قوام عالم را به كف قدرت سلاطين با داد و دين سپرده و انتظام احوال بنى آدم را به وجود ايشان منوط و مربوط گردانيده است . پس هرآينه بر خسروان جهان و فرمانفرمايان زمان لازم است كه جمعى كه انوار قابليت از جبههء حالشان لامع و از حركات و سكناتشان خيرخواهى كافهء برايا كه ودايع حضرت آفريدگار جل شأنه [ 196 ب ] و عم نواله‌اند ظاهر بوده از حسن خلق كه نوريست از انوار حكمت الهى و سرّى از اسرار عزت پادشاهى كه بدان نور شريف ديدهء بصيرت منور كرده بهرهء تمام داشته باشند زمام اختيار ملك و مال بقبضهء اقتدار چنان شخصى باز گذارند ، چه نظام سلسلهء كون و فساد به كف كافى وراى صافى اينان منوط و مربوط است و به حمد اللّه تعالى كه سلاطين حشمت‌آيين سكندر تمكين دودمان صفوى پيوسته رعايت آن مىفرموده‌اند و از بندگان آستان خلافت مكان و دولتخواهان خيرخواه كه به اين صفات آراسته‌اند به خدمات لايقه ممتاز و معزز ميگردانند ، خصوصا منصب جليل القدر كلانترى كه از مناصب عليه است . بنابرآن از قديم الايام سادات عاليشأن و اشراف طوايف انسان به مهم كلانترى خطهء يزد علم اقتدار افراشته بر مسند تمكن قرار داشته‌اند ، مثل امير خليل الله روغنى و معزا شاهميرا خلف ارجمندش و سيادت و غفران‌پناه شاه عبد القيوم كه در سنوات سابقه به نوبت به شغل مذكور قيام نموده‌اند . چون خصوصيات احوال اينان كما هو حقه بر مسود اوراق ظاهر نبود طوطى كلك شيرين مقال در آن باب خاموشى اختيار نمود و بعد از آن غفران‌پناه ميرزا حكيم پاى بر مدارج عزت و