محمد مفيد مستوفى بافقى

205

جامع مفيدى ( فارسى )

بر آستان [ 169 الف ] او انداخته شبها به روز و روزها به شب مىآوردند و او در پردهء خفا محجوب بوده به نامه و پيغام با ايشان سلوك مىنمود . و فلوس يزد را كه سلاطين ذوى الاقتدار و وزراى عالىمقدار به جهت رفاه حال رعايا و عجزه هر يك عباسى را پانزده دينار صرف مقرر فرموده به مرور ايام هرعباسى چهل و پنج دينار صرف معمول شده بود ، و اين معنى باعث آن شده بود كه تجار زر عباسى به يزد آورده اقمشه خريد مىنمودند ، آن‌جناب فلوس را شكسته صرف را بر طرف نمود و از اين حركت دلهاى اهل حرفه خصوصا شعربافان شكسته دست از شغل خود بازداشته پا در وادى غربت نهادند . و آن وزير عدالت شعار چون پيوسته نقش وزارت جهرم در فضاى دل مىكاشت در اوايل سنهء ثمان و سبعين و الف موافق پيچىئيل از وزارت جنت‌آباد يزد معزول گشته به مطلب خود فايض گرديده بدان ملك شتافت . كلك دلپذير طوطى شكرستان بلاغت و سخن‌سرائى مير محمد قاسم المتخلص به « نبيره » در تاريخ عزل از مهم يزد و سرافراز شدن به وزارت جهرم اين بيت بر الواح روزگار نگاشته ، نظم : « عزل يزد » و « نصب جهرم » هردو تاريخش يكيست * « عزل ظالم » سال تاريخ وزير جهرم است جناب حاجى محمد باقر بيك گاهى زبان به نظم اشعار مىگشاد و اين رباعى از جملهء منظومات اوست ، رباعى : تقدير تو اى دوست به ما ارزانى * تدبير به عقل عقلا ارزانى ما رخت به ساحل توكل برديم * كشتيبانى به ناخدا ارزانى و ايضا اين رباعى از نتايج طبع آن‌جناب است ، رباعى : اين نه فلكى كه در هوا مىگردد * دانى كه شب‌وروز چرا مىگردد