محمد مفيد مستوفى بافقى

122

جامع مفيدى ( فارسى )

عقوبت سعى تمام و مبالغهء مالا كلام داشت به اضعاف آن در طريق جود و سخاوت اهتمام فرموده هرگز در باب تعظيم فضلا و علما دقيقه‌اى نامرعى نمىگذاشت . اوقات خود را به چند قسم منقسم ساخته بود : از صباح تا چاشت‌گاه در صفهء بار نشستى ، آنگاه با طايفه‌اى از اخوان الصفا بساط صحبت و ملاطفت مبسوط داشتى ، و بعد از پيشين ساعتى با افاضل ندما به تجرع اقداح ارغوانى مستأنس بودى ، و در هيچوقت از سرانجام مهمات ملك و مال و استكشاف احوال رعايا و برايا تغافل ننمودى . گفتار در بيان وصول اختر طالع مجد الملك يزدى باوج اقبال و رجعت كوكب دولت خواجه شمس الدين محمد بحدود و بال [ 105 الف ] در گلشن سپهر بد مهر گل دولت بدست كه افتاد كه از عقب خار ناكامى در پايش نشكست ، و در عشرتخانهء عالم پر بهانه پيمانهء اقبال بكام كه رسيد كه از درد سر خمار دلش نخست ، مثنوى : سرسبز نگشت بوستانى * كازار نيافت از خزانى سروى بچمن نخاست « 1 » از جاى * كاخر تبرى نخورد برپاى هرناز زمانه را نيازيست * هرشمع مراد را گدازيست در دهر كجاست صبحگاهى * كش نيست ز پى شب سياهى مؤيد اين مقال صورت حال مهر سپهر فضل و افضال خواجه شمس الدين محمد صاحب‌ديوان است كه چون در زمان سلطنت هلاكو خان و اباقا خان چند سال در كمال استقلال به سرانجام امور ملك و مال ممالك ايلخانى قيام نمود بعد از فوت خواجه بهاء الدين محمد بسبب تقرير مجد الملك يزدى نقصانى تمام بجاه و جلالش راه يافته دست تقدير ابواب تعب بر روى روزگار برادرش خواجه عطاء الملك برگشود .

--> ( 1 ) - اصل : نخواست