محمد مفيد مستوفى بافقى

110

جامع مفيدى ( فارسى )

بر مسند عز و تمكين قرار گرفت فى سنة احدى و سبعين و الف هجريه معمار همت بلند نهمتش به ساختن عمارات رغبت نمود . مهندسان هنرور و معماران مهارت‌گستر در ساحت باغ به « محلهء گرمسير » [ 95 الف ] تفت قهستان حسب الاشاره طرح عمارات را بكلك بصارت بر لوح مهارت كشيده پس از عز قبول خدام بانى بجدى از حد بيرون و سعى از اندازه افزون روزوشب به كار اشتغال نمودند تا سقف رفيعش در بلندى از شرفات ايوان كيوان بگذشت و وضع بديعش در نزاهت غيرت قصور خورنق « 1 » گشت . و در پيش عمارت حوضى ساخته آب گرمسير جارى گرديد . آنگاه باغبانان و دهقانان تواناى دانا كه ابواب بصارتى شامل و مهارتى كامل داشتند چنانچه هرچوب خشك كه در زمين نشانيدندى مانند نهالى به كمال رسيده ميوهء تازه بار آوردى و پاى برهنه بر هرخاك كه نهادندى بىآنكه تخم فشانند سبز گرديدى ، شعر : باغ ازو گشته تازه و شاداب * زرع را منتظم ازو اسباب اطراف و جوانب باغ را بدرختان سايه‌گستر و نهالهاى ثمرپرور و گلهاى رنگارنگ آرايش دادند چنانچه در اندك روز آن‌منزل نزهت قرين در صفا و لطافت رشك فلك اخضر و فردوس برين گرديد . زمينش چون گيسوى ماه رويان دلاويز و مانند چهرهء دلگشايان طرب‌انگيز ، خواص دم عيسى در انفاس نسيمش مضمر و حيات آب خضر در هواى صفايش مخمر ، نظم : [ 95 ب ] چو در توصيف وصفش نغمه راند * دگر مطرب بجز شهرى نخواند به وصف ميوه‌اش چون سر كنم حرف * سخن در نكتهء شيرين شود صرف خورد آب نزاكت سيب اين باغ * گل رعنا ز رنگ و بوى او داغ

--> ( 1 ) - اصل : خوارنق