محمد مفيد مستوفى بافقى

111

جامع مفيدى ( فارسى )

بهش چون ناقه زان پوشيده پشمين * كه شد از فيض بويش سيب مشكين و ايضا آن دوحهء چمن رسالت در سنهء اثنى و ثمانين بعد الف در « محلهء مصلى » به منزلى كه محل سكنايش بود ديوانخانهء مرغوب طرح انداخته عمارتى به تكلف ترتيب نمود . كلك دبير بلاغت آثار خواجه محمد صفى كه سرآمد سخنوران خطهء يزد است اين مصرع تاريخ بر الواح روزگار ثبت ساخت ، مصراع : ازين رفيع بنا شأن آسمان افزود . حضرت سيادت‌منقبت نقابت مرتبت افتخار آل سيد الورا خلف دودمان آل عبا ميرزا محمد كاظما [ 96 الف ] آن زبدهء گزيدگان « وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » از طرف والد نامور سلالهء دودمان رسالت و اختر نوربخش برج ولايت است ، نظم : ز خويش فايح آثار سعادت * ز رويش لايح انوار سيادت علوّ قدر او برتر ز افلاك * ز علمش گشته حيران عقل و ادراك و از جانب ام جد نسب شريفش به سلسلهء طاوس رياض ارشاد ، عندليب حدايق رشاد ، مؤمل الاولياء و الاقطاب ، مطلع انوار الهدى سلطان شيخ تقى الدين دادا محمد عليه الرحمة و الغفران مىپيوندد . و آن شكوفهء گلزار مرتضوى به سمات حميده و صفات پسنديده اتصاف دارد و پيوسته تخم هدايت و ارشاد در زمين قلوب سالكان مسالك اسلامى مىكارد ، شعر : قرة العين مرتضى و بتول * ذات او مظهر صفات رسول علو قدر آن ستوده مآثر نه در آن مرتبه است كه قلم دو زبان با همه بسيار گوئى شرح آن را تقرير تواند كرد ، و سموّ مكان آن قدوهء اصحاب دانش نه در آن مثابه است [ 96 ب ] كه زبان بنان زبان بيان تواند گشاد . ظاهر فرخنده مآثرش