محمد مفيد مستوفى بافقى
84
جامع مفيدى ( فارسى )
تا هاتف دولت تو در داد آواز * بر عالميان گشت در رحمت باز پيرانهسر اين كهن جهان كرد طمع * كز بخت جوان تو جوان گردد باز و اختر برج نكو اخترى ميرزا شاه ابو الولى به نيابت والد عالىشان [ 70 ب ] بامر نقابت و سرورى قيام و به تمهيد اركان دين مبين و تشييد قواعد شرع سيد - المرسلين صلوات اللّه و سلامه [ عليه ] اقدام مىفرمايد . شعر : هم بود از روى آن صبح سعادت را فروغ * هم بود از راى اين خورشيد دولت را جمال بر سرند از مهر و مه ، آن در علا اين در علو * برترند از بحر و كان ، آن در سخا اين در نوال از جناب آن نخواهد كرد دولت اجتناب * وز ركاب اين نخواهد يافت اقبال انتقال آن بود خورشيد منظر ، اين بود برجيس قدر * آن بود محمود طالع اين بود مسعود فال ماه جاه و حشمت آن باد فارغ از خسوف * آفتاب دولت اين باد ايمن از زوال چون مجملى از سير ستوده و اوصاف پسنديدهء مرتضى ممالك اسلام ميرزا شاه ابو المهدى و آباء عظام و فرزندان عالىمقامش بدستيارى كلك سخنگذار سمت تحرير يافت اكنون طوطى شيرينشكن شيرينگفتار قلم در باغات فردوسنما و منازل دلگشا و قصور فرحافزا كه عمارت يافتهء معمار همت عالىنهمت آن حضرت است در طيران آمده ذكر خوشى و خرمى و صفاى آنها را به گوش هوش اهالى نزديك و دور مىرساند [ 71 الف ] كه در شهور سنهء سبعين و الف معمار همت عالىنهمت آن دوحهء چمن رسالت در اهرستان بهشت بنيان بقرب « محلهء داربندك » در باغى كه در يد تصرف شرعيش بود طرح عمارت عالى اساس انداخته تالارى دلگشا