محمد مفيد مستوفى بافقى
227
جامع مفيدى ( فارسى )
رسانيده بود مورد التفات شاهانه گشته به منصب رفيع القدر استيفاء ممالك محروسه سربلند گرديد . روز ديگر كه دلبر زيباروى خورشيد از تتق افق جمال نمود نگار خاورى در پس پردهء نيلوفرى عذار رخشان بر عالميان جلوه داد . بيت در مهر بگشاد گردان سپهر * بياراست روى زمين را به مهر پادشاه عالم پناه در باغ عيشآباد كه از نزاهت و صفا چون خاطر اهل حضور پرنور و خرم و از غايت نضارت و طراوت غيرتفزاى روضهء ارم بيت بساط سبزه چون جان خردمند * هواى معتدل چون مهر فرزند پرتو التفات بر بسط بساط مسرت و انبساط انداخت و مجلس طرب بياراست بيت يكى معتبر جشن انداختند * گلستان عشرت بپيراستند ساقى زيبا از ساغر سيمين مى صاف در كام حريفان ميريخت و بادهء خوشگوار نهال نشاط را از جويبار سينه آب ميداد و مطرب خوشآواز بآهنگ نواى هرگونه رود و ساز مرغ دل را در هتراز مىآورد و دختران زردشتى نژاد با عذارى چون گل شكفته و رخسارى مانند ماه دو هفته قطعه لباس ارغوانى كرده در بر * تو گوئى بست سرو از لاله زيور دو چشم ترك بر دلها كمين ساز * دو ابرو بر جگرها ناوك انداز نفحات عندليبانه زنگ از آئينهء سينه مىزدودند و باشارات دلفريبانه دل حضار [ را ] بقيد و گرفتارى درمىآوردند قطعه :