محمد مفيد مستوفى بافقى

226

جامع مفيدى ( فارسى )

نبوت و رسالت شاه خليل اللّه خلف نواب مرتضى ممالك اسلام امير غياث الدين محمد ميرميران كه رايات جلالت ايات قدرش بپراچم و تراجم قل لا اسالكم آراسته پيشكشهاى لايقه كشيد و امراء عظام و خوانين و ذوى الاحترام را تواضعات در خور قدر مراعات نمود بيت ز هر چيز كان بود شايسته‌تر * از اسب و ز تيغ و كلاه و كمر عاطفت حضرت كيتىكشا كه دل همايونش از صدق نيت و حسن اعتقاد بر مودت و ولاى عترت طاهرهء نبوى عليه و عليهم الصلاة و السلام مجبول يود و صبيهء شاه اسمعيل ميرزا عم پادشاه جم قدر حرم محرم شاه خليل اللّه بود بدين چند جهت ديگر نسبت قرابت قربيه واقع بود نواب مشاراليه و اولاد و امجاد و اقوام او را برياض امانى و آمال و بزلال مرحمت و اجلال سرسبز و شاداب فرمود اعيان و اكابر و اشراف بدولت بساط بوس حضرت اعلى استسعاد يافته زبان بهجت و فرخ باداد تهنيت فتح شيراز آراسته دست استبشار بافشاندن نثار برگشادند و چندان جواهر و دينار برسم نثار ريخته شد كه تمام ريگ بجوهر و زر آميخته گشت . قطعه ز بس گوهر و زر كه پاشيده شد * شعاع مه و مهر پوشيده شد تو گفتى كه از چرخ كردند پاك * فرو ريخت انجم سراسر به خاك و در همان روز فرهاد خان كه در ولايت كرمان باقامت وظايف عدل گسترى و رعيت‌پرورى نيكو قيام نموده مهمات آنجا را حسب دلخواه صورت داده و يوسف خان را به نصايح دلپذير بشاهراه اطاعت و با خود به خدمت اشرف آورده بود ملحوظ نظر عنايت گشت و جناب دستور اعظم حاتم بيك وزير سابق بيكتاش خان باداء خدمتى كه در كرمان به تقديم