محمد مفيد مستوفى بافقى

216

جامع مفيدى ( فارسى )

گفتار در بيان عزيمت شاه نوشيروان حشمت بصوب شروان و ذكر فتح قلعهء منتش چون مدت دو ماه موضع ساروقايه در سايهء علم ظفر پيرايهء سپهر قدر و بلندپايه بود شاه دين پناه كه هنوز سن شريفش از دوازده سالگى تجاوز ننموده بود پاى مبارك در ركاب ميمنت انتساب آورده به طرف آذربايجان نهضت فرمود . پس از وصول بدان مكان و اجتماع سپاه فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه امراء عاليشان كلانتران جنود ظفرنشان را مجتمع گردانيده مطارحه نمايند كه توجه رايت نصرت آيت بصوب كدام ولايت مناسب دولت است و نوئينان حسب الحكم بتقديم رسانيده در آن انجمن هريك از غازيان دشمن‌شكن را روى نمود و هيچ يك را راى ديگرى موافق طبع نبود . آخر الامر شاه مظفرلوا بر زبان الهام بيان گذرانيد كه امشب درين استخاره بسر خواهم برد و بموجب اشارتى كه از روحانيت ائمهء معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين وقوع يابد عمل خواهم كرد . صباح روز ديگر كه از باطن سپهر اخضر شعشهء انوار هدايت آثار درخشيدن گرفت و بلوامع ضمير الهام تأثير آفتاب منير عرصهء آفاق صفت اضاءت پذيرفت آن مؤيد بتائيد الهى سالكان طريق دولتخواهى را بپايهء سرير پادشاهى طلبيد و فرمود كه دوش از امداد ارواح طيبهء دوازده امام عليهم التحية و السلام مرا به تحقيق پيوست كه صلاح دولت ابد پيوند منحصر در آن است كه نخست رايت عزيمت بصوب شروان برافرازيم و حسام خون‌آشام از نيام انتقام برآوريم و مهم شروانشاه برحسب دلخواه بسازيم . بيت به امداد توفيق پروردگار * برآريم از شاه شروان دمار امرا و اعيان سپاه متفق اللفظ و المعنى بر زبان آوردند كه