محمد مفيد مستوفى بافقى

217

جامع مفيدى ( فارسى )

بيت ز شه رايت جنگ افراختن * ز ما بر صف دشمنان تاختن خاقان منصور بعد از شنيدن اين سخنان اعلام فيروزى بصوب ديار ارباب ظلم و ظلام برافراخت وراى اصابت آئين چنان اقتضا فرمود كه خلفا بيك با فوجى از عساكر كوه تمكين عنان يكران بجانب گرجستان منعطف گرداند . خلفا بيك برحسب فرمان واجب الاذعان بدان ديار ايلغار كرده مراسم جهاد بجاى آورد و جمعى كثير از اهل ضلال را در ميدان قتال به تيغ و تير بگذرانيد و غنيمت بىنهايت گرفته بر طبق دولتخواه بپايهء سرير پادشاه عاليجاه رسيد . آن حضرت او را نوازش نموده غنايمى كه آورده بود بر غازيان قسمت فرمود . هم در آن ايام الياس بيك را بفتح و تسخير قلعهء منتش ارسال داشت و امير الياس با زمره‌اى از سپاه متوجه آن حصار سپهر اساس گشته بعد از وصول جنود ظفر قرين بحوالى آن حصن منتش كرت ديگر رايت هزيمت برافراشت و متعلقان منتش و سكان قلعه با تيغ و كفن به ارودى الياس بيك شتافته لطف را شفيع جرايم خويش گردانيدند . آن جناب قلعه را متصرف گشته كلانتران آنجا را بآستان اقبال آشيان پادشاه جهان فرستاد . حضرت اعلى به نظر عاطفت در آن جماعت نگريسته قامت هريك را بخلع فاخره بياراست و ضبط قلعه را بدستور سابق بايشان گذاشت و رايت نصرت نشان از آن منزل روان گشتند و پرتو وصول بر منزل احسناباد انداخت . منتش كه از الطاف خسرو سليمان‌وش خبر يافت بدرگاه عالم پناه شتافت و بعد از ادراك شرف زمين بوس پيشكش كشيده زبان اعتذار بگشاد . پادشاه پوزش‌پذير جرايد جرايم او را به آب عفو و اغماض شسته بانعام تاج زرنگار و خلعت خاص و كمر مرصع و اسبان راهوار او را مفتخر و مباهى گردانيد . منتش بدست اخلاص ميان خدمت بسته حسب الفرموده متوجه قلعهء خود گرديد