محمد مفيد مستوفى بافقى
27
جامع مفيدى ( فارسى )
ساخته مراجعت نمودند . و خسرو يزد را به اقطاع دختران خود ايران دخت و توران دخت داد و احوال ايشان بعد ازين سمت گزارش « 1 » خواهد يافت . و چون مدتى از سلطنت او بگذشت حضرت رسالت پناه محمّدى صلى اللّه عليه نامه به جهت او فرستاده او را بقبول ملت قويم و شرع مستقيم دعوت نمود . چون حضرت ختمى پناه افتتاحنامه به اين عبارت نموده بودند « من محمّد بن عبد اللّه الى خسرو پرويز » ، و به اين طريق نامه نوشتن قانون عرب است و خسرو پرويز هرگز به اين طريق نامه را ملاحظه ننموده بود از شنيدن اين عنوان دود نخوت بكاخ دماغش راه يافته از سوء ادب انديشهء ما نموده گفت ، بيت : كرا قدرت كه با اين احتشامم * نويسد نام خود [ a 22 ] بالاى نامم و از نامساعدتى سعادت شقاوت بر او غالب گشته آن نامهء شريف را پاره كرد و آن حضرت او را نفرين نموده فرمودند « مزّق اللّه بطنه كما يزق كتابى » و تير دعاى آن حضرت به هدف اجابت رسيده به اندك زمان بدست شيرويه پسرش بقتل آمده و به جهت اين بىحرمتى دولت چندين سالهء آن دودمان روى در تناقص آورده به اندك زمانى سپرى شد . ذكر بعضى از خصايص خسرو پرويز كه به اين خصايص از ساير ملوك عجم امتياز داشت مورخين چنين ذكر كردهاند كه او را تختى بود كه آن را طاووس ميگفتند و آن را در مدت ده سال صد و بيست استاد كه هر استادى سى شاگرد داشته به اتمام رسانيده بودند و يك صد و چهل هزار ميخ طلا و نقره داشت كه هريك از آن صد مثقال بوده كه در آن تخت به كار برده و بگوهرهاى قيمتى مرصع ساخته بودند و يك هزار گوى زرين كه هريك به وزن پانصد مثقال بوده از آن آويخته و صورت دوازده برج و هفت كوكب و اعمال ساعات بر آن نگاشته بودند .
--> ( 1 ) - اصل : گذارش