محمد مفيد مستوفى بافقى
28
جامع مفيدى ( فارسى )
ديگر سى هزار زين مرصع داشت و صد گنج داشت هر يكى موسوم به اسمى ، يكى از آن جمله گنج بادآورد است ، و سبب تسميهاش آن بوده كه پادشاه [ b 22 ] روم در وقتى كه خسرو عزيمت بلاد روم نمود با لشكرى كه كوه و هامون از كثرت او بستوه آمدند در كنار درياى روم نزول نموده بود ، خوف و دهشت بر او استيلا يافته جميع خزاين را در هزار كشتى نهاده بقلعهاى كه در اقصاى بلاد روم بود ميفرستاد . باد عنان كشتى از دست ناخدا گرفته به سمت معسكر خسرو رسانيد و كارداران خسرو آنها [ را ] بالتمام گرفته به نظر خسرو رسانيدند ، و خسرو از اين جهت آن را گنج بادآورد نام گذاشت . و در شبستان او دوازده هزار كنيزك ماهرو بود كه ديدهء دوربين افلاك شبيه و نظير ايشان را در آينهء خيال نديده . ديگر يك هزار و دويست زنجير فيل داشته و مقدارى طلاى دست افشار داشته كه بىعمل آتش هرچه ميخواسته از آن ميساختهاند ، و پنجاه هزار اسپ در طويلهء او جو ميخورده و دوازده هزار شتر كارخانهجات او [ را ] مىكشيد [ هاند ] . و اسپ شبديز كه بر باد سبقت گرفته اسپ خاصهء او بوده ، و مثل شيرين محبوبهاى داشته كه در حسن و جمال سرآمد روزگار بوده ، و چهل چيز كه لازمهء حسن است بالتمام در او موجود بود . و در كتاب فرهنگ به نظر رسيده كه خسرو پرويز را جوهرى بود كه در سلسله بستى و در دريا انداخته بعد از لمحهاى بكشيدى همه مرواريد و جواهرى كه بوده در دريا با خويش جذب [ a 23 ] كرده بيرون آوردى مانند سنگ مقناطيس كه آهن را ربودى ، و آن را شاه گوهران خواندندى . و هر روز يك قاب طعام خاصهء خسرو بود كه مبلغ ده هزار دينار خرج آن ميكردند به حكم آنكه يك دانه مرواريد كه ده هزار دينار قيمت داشت سائيده در آن طعام ميكردند . و چندانى از اسباب حشمت او در تواريخ متعدده به نظر رسيده كه طبع سليم