محمد مفيد مستوفى بافقى
21
جامع مفيدى ( فارسى )
روزى توقف نموده از اصفهان متوجه يزد گرديد . چون به ولايت ميبد رسيد ميبد را قصبه كرده عمارت نمود و در ناحيهء سفلى ميبد كه الحال به هفتادر مشهور است صحرائى وسيع بود ، بفرمود تا آتشخانهء عظيم بنا كردند و از هفت آتشخانه هفت آتش در آن آتشخانه آوردند : اول از فارس ، دوم از بلخ ، سوم از آذربايجان ، چهارم از نسا « 1 » ، پنجم از اصفهان ، ششم از غزنين ، هفتم از طيسفون . و در حوالى آتشخانه قريهاى بساخت و آن قريه را هفت آذر نام كرد و مجوس اين آتشخانه را بغايت بزرگ ميداشتند . ذكر بناى مدينهء ميبد و قلعهء والان صانها الله عن الافات و الحدثان جمعى از مورخين برآنند كه مدينهء ميبد را ميبدار سرهنگ يزدگرد اصغر ساخته چنانچه سبق ذكر يافت . اما اصح آنست كه در زمان شاه قباد ساخته شده و سببش آنكه شاه قباد را سواى نوشيروان پسرى ديگر بود شاه مؤبد ، و شاه مؤبد پسر خرد « 2 » تر بود و قباد او را بغايت دوست ميداشت ، ناگاه شاه مؤبد را مرضى صعب عارض شد و پهلو بر بستر ناتوانى نهاد . اطباى ايران بمعالجه سعى بسيار نمودند و فايدهاى بر آن مترتب نگشت . چون شاه قباد دانست كه اطباى ايران از معالجهء [ b 17 ] او عاجزند از ملك هند حكيم حاذقى طلب نمود . ملك هند حكيمى مرزوق « 3 » نام جهت معالجهء شاه مؤبد به ايران فرستاد . چون حكيم به مداينكه دار الملك قباد بود رسيد و شاه مؤبد را بديد كه هواى مداين با مرض شاهزاده مناسبتى ندارد ، [ دانست ] ازين جهت است كه شاهزاده صحت نيافته ، لابد او را ازين ولايت بيرون ميبايد برد « 4 » و در سرزمين و ولايت تحقيق هوائى كه معتدل باشد ميبايد كرد و در هر سرزمين كه هوا [ ئى ] در نهايت اعتدال داشته باشد بيمارى شاهزاده را معالجه ميبايد نمود . و شاه قباد جمعى از اطبا و مرزوق « 3 » حكيم را در خدمت شاه مؤبد از مداين بيرون فرستاد و بطوف بلاد مشغول شدند و در هر ولايت و امصار و قصبات و صحارى مرزوق « 3 » حكيم تحقيق هواى
--> ( 1 ) - اصل : ن ( كذا ) ( 2 ) - خوردتر ( 3 ) - اصل : مرروق ( 4 ) - اصل : مرد